السيد الخميني

7

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىكشيد و به تباهى مىكشد . ما با صنعت مخالف نيستيم . ما با هيچى مخالف نيستيم . اصلًا سرِ تمدنْ ما مىگوييم كلاه سر ما مىگذارند . غربى و شرقى كلاه سر ما مىگذاريد كه ما مىخواهيم به شما تعليمات بدهيم . مىخواهند ما را نگه دارند ؛ متوقف كنند . مىخواهند ما را محتاج به مستشار بكنند . نظاممان مستشار داشته باشد و فرهنگمان هم مستشار داشته باشد ، و همه چيزمان مستشار داشته باشد . مستشار هم نه اينكه بيايند به ما تعليم و تربيت ياد بدهند ؛ بيايند ما را تا يك حدودى نگه دارند . ما با اين مخالفيم . مخالفت روحانيت با تمدن دروغين روحانيت با ترقى مخالف نيست ؛ با ترقى محمد رضايى مخالف است . با اين تمدن « ، دروازهء تمدن » مخالف است . اين « دروازهء تمدنى » كه همه چيز ما را به باد داد . با اين آزادى « آزاد زنان و آزاد مردانى » كه ايشان مىگويند مخالفند ؛ نه با آزادى . آزادى سر جاى خودش ، اما بىبند و بارى ؟ آزادى يعنى هر كه دلش مىخواهد هر كارى بكند ! مىخواهم هروئين بكشم ، به شما چه ! مىخواهم قمار كنم ! مىخواهم كارهاى زشت بكنم ! با اين مخالف است روحانيت . نه با آزادى بيان ؛ نه با آزادى قلم ؛ نه با آزادى گفتار ؛ نه با روشنگريها ؛ نه با صنعت . شما صنعت درست كنيد ، كى مخالف با آن است . اما يك قضيهء ذوب آهن را حالا چندين سال است كه اينها درست كردند ؛ حالا هم مىگويند باز اگر بخواهيم كه ضرر ندهيم ، چند سال ديگر لازم است كه كار بكنيم تا ضرر نكنيم ، و الّا در هر ماه چقدر ميليون ضرر ما داريم مىكنيم ! ما ضرر مىبريم در اينها . ما چشممان از اينها بدى ديده است . آن چيزهايى هم كه عرضه مىكنند ، به صورت خوب عرضه مىكنند ، ما از باب اينكه آدمى هستيم كه مار گزيده و او از ريسمان سياه و سفيد مىترسد ، ما از آن قبيل هستيم ، ما از اين پيشنهادهاى اينها مىترسيم ، براى اينكه ما از اينها بدى ديديم . ما نديديم هيچ وقت اينها بخواهند ما را تربيت كنند ؛ مثلًا صنعت ياد ما بدهند . صنعتشان اين است كه داريد مىبينيد كه ذوب آهنشان حالا تا چند سال ديگر آيا بشود ، آيا نشود ! حالا ماهى چقدر ، چند ميليون ، چند ، چقدر ميليون - كه من حالا يادم نيست -