السيد الخميني
274
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
همچو شهرتى حاصل نمىشود كه علم پيدا بشود . باقى مىماند شهادت شهود ، يا اقرار خودش . اقرار خودش هم در بسيار از اينها يك دفعه فايده ندارد ، بايد مكرر بشود ، بعد از اينكه نصيحت بشود كه بخواهيم برگردد ، حد جارى نشود حتى الامكان . لزوم عمل مأمورين انتظامى بر طبق موازين همچو نباشد كه خداى نخواسته هر كه هر كارى كرد ، يا هر كه هر چه شنيد ، فوراً پاسبان برود دم در خانهاش ! پاسبانها نبايد بروند خانهء مردم ، مگر با دستورى كه از طرف دادستان ، از طرف دادگاه صادر مىشود . روى موازين شرعيه ، رفتن در حِرْز « 1 » مردم خلاف شرع است . اهانت كردن به يك آدمى ، و لو اين آدم هم خودش يك آدم مخالفِ مثلًا چه باشد ، باز حق اهانت نيست . اين حق است كه جزايش را به او بدهند ، ديگر اهانت چرا به او بكنند ؟ رفتن منزل ، به خانوادهاش تعرض كردن ، به بچههايش تعرض كردن ، اينها امورى است كه نبايد بشود . ما مىخواهيم اسلام باشد ، ما نبايد يك كارى بكنيم كه بگويند كه دادگاهها در زمان طاغوت هم اين كارها را نمىكردند ! خوب ، به ما مىگويند اين حرفها را ، ما چه مىدانيم . بايد شما آقايان علاج بكنيد مسأله را . اگر مىتوانيد علاج بكنيد ، علاج بكنيد . و الّا الزامى نداريد كه قاضى باشيد . اگر مىتوانيد روى موازين قضا ، روى موازين اسلام ، عمل بكنيد ، بايد بكنيد . چنانچه نمىتوانيد ، واقعاً مىبينيد كه محذور دارد ، نمىشود ، عرض مىكنم كه قدرت نداريد برويد جلو بگيريد ، خوب ، ممكن است كنار برويد . در هر صورت ، مسأله مسئلهء مهم است . نه از باب اينكه خود قضا مهم [ است ] ؛ خودش بسيار مهم است ؛ اما قضا يكوقت در يك محيطى است كه نداريم اشخاصى كه بخواهند صدمه به اصل اسلام بزنند ؛ آنجا بايد بگوييم قضا بسيار مهم است ، و قاضى بايد چه باشد و اينها . يكوقت وضع وضعى است كه صدمه به اسلام مىخواهند بزنند . اين ديگر چند برابر مىشود اهميتش . بايد همه - چه قضات ، چه دادستانها ، چه
--> ( 1 ) - جاى محكم و استوار ، پناهگاه ، جايى كه چيزى را در آن حفظ كنند .