السيد الخميني
222
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
داريد در اين مجلس ، اين است كه جمهورى اسلامى را بر طبق موازين اسلامى پياده كنيد . البته راجع به امور ادارىاش و اينها نظر دادن هيچ مانعى ندارد . نظر دادن مانعى ندارد ؛ اما اشكالتراشى و اين حرفها را به مردم القا كردن كه اگر چنانچه فقاهت در كار بيايد و فقيه باشد ، اگر چنانچه ولايت فقيه باشد ، يك بساطى لازم مىآيد و يك بساط ديگرى . مخالفت دشمنان با اسلام و نهضت اسلامى آقا ما مدتها زير بار طاغوت بوديم ، بس است ! ملت ما مدتها - پنجاه سال ، بلكه دو هزار و پانصد سال - زير بار طاغوت بود ، بس است ! آقايان بگذاريد يك چند وقتى هم مردم الهى بشوند ، تجربه كنيد . لا اقل بفهميد اين معنا را ، كه با تجربه بفهميد ، كه يك ملتى كه تا حالا تحت بار طاغوت بوده است ، حالا هم تحت بار اللَّه باشد ، اين را تجربه كنيد . اگر از اسلام بدى ديديد ، بگوييد چه بدى از اسلام تا حالا ديديد ؟ تا حالا كه اسلامى در كار نبوده در مملكت ما نمىگذاشتند ، حالا هم شماها نمىگذاريد . آن وقت دشمنها [ نمىگذاشتند ] حالا بعضى دوستهايى كه ملتفت نيستند ، نمىگذارند . يا شايد بعضيشان هم دشمن باشند . چرا بايد شما بترسيد از اينكه يك نفر آدم در مثلًا تو اتاقاش [ نشسته ] و يك چيزى مىنويسد ، در روزنامه هم درج مىكند . اينها نمىدانند اصلًا معناى اسلام چه است . اينها مخالف نهضت اسلام هستند . اينها اگر مخالف با رژيم هم باشند ، مخالف با اسلام هم هستند . اينها يك چيز ديگرى مىخواهند ، نه رژيم باشد و نه اسلام باشد ؛ يك جمهورى دمكراتيك . دمكراتيك آن هم به آن معنايى كه غرب وارد كرده اينجا ؛ نه به آن معنايى كه حتى كه در غرب است . آن جمهورى كه در آن دمكراتيك كه در غرب هست حتى در ايران نيامده تا حالا ، آن وارداتى است . اين دمكراتيك كه در ايران آمده ، آن آزادى و آن نمىدانم استقلال و آن مسائلى كه تا حالا آمده ، همانهايى بوده است كه آريامهر فرياد مىكرد « تمدن بزرگ » ؛ و همان بود كه همه ديديد اين « تمدن بزرگ » پدر اين ملت را درآورد ! بس است ! كافى است ! آريامهر كافى