السيد الخميني

154

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىكند . و من اميدوارم كه بشود اين ؛ و ما و شما بتوانيم با هم دست به دست هم بدهيم ، همه پشتيبان هم ، همه خدمتگزار به اسلام و خدمتگزار به خداى تبارك و تعالى ، براى درست كردن يك مملكتى ، و نجات دادن مملكت از دست دشمنها . آنهايى كه الآن هم باز چشمهاشان به اينجا دوخته شده است ، و منافع خودشان را ديدند از دست رفته است ، چشمها را به اينجا دوخته‌اند كه بلكه به خيال خودشان باز يك رژيمى نظير او يا بدتر از او را ايجاد كنند . و من اميدوارم كه ديگر موفق نشوند . و عمدهء اميد اين است كه يك ملت الآن بيدارى پيدا كرده . ملت ما يك هوشيارى پيدا كرده كه حالا در هر جاى مملكت شما برويد ، هر جا كه برويد ، مىبينيد مردم روشن هستند ؛ مردم تكليفشان را مىفهمند چيست . و اين خيلى اميدوارى براى ما دارد كه ديگر قيام به شخص و به اين و به آن ندارد ، همه‌اش قيام به خداست . هميشه هست اين طور ، هميشه اين طور است كه كار كار الهى است ؛ ديگران هيچ نيستند . هيچ كس در مقابل آن قدرت چيزى ندارد ، و هر چه هست از اوست ، همهء قدرتها قدرت اوست ، و الّا شما از كجا قدرت داريد ؟ بشر چى هست كه قدرت داشته باشد . بشر كه هيچ ، هيچ كس ، نه ملائكهء مقرَّبين ، نه انبياى مُرسَلين ، نه ديگران ، هيچ كس از خودش چيزى ندارد ، هر چه هست از مبدأ خير است . حق تعالى مبدأ همهء قدرتها توجه به او داشته باشيد ؛ و متوجه باشيد كه پيروزى را از او ما داريم . و من اين را گفتم : تمام وسائلى كه كوبنده بود و با دو ساعت مىتوانستند اين مملكت را بريزند به هم - خود او هم گفت كه من اگر بروم خراب مىكنم و مىروم - لكن خدا خواست كه يك رعبى در دل اينها افتاد كه ديگر گوش نكردند به بزرگها كه مىخواستند خرابكارى بكنند . اين يك كمكى بود كه خداى تبارك و تعالى به ملت ما كرد كه اينها به فكر اين نيفتادند كه توپ و تانك را بريزند و مردم را بكشند و تهران را خراب كنند و به هم بريزند ، و هر چه مىخواهد بشود . اگر هم يك دفعه نقشه‌اش را كشيدند - كه در زمان بختيار اين نقشه