السيد الخميني
48
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مىگذاريد . اين بيچارهها نمىتوانند اين طور اجناس بخرند » . شيوهء مبارزه با گرانفروشى اگر بنا بگذارند اين جوانهاى بازار و آن محترمين بازار بروند پيش آنها يكى يكى از اينها - و نهيشان كنند ، بگويند نكنيد ، اگر در يك روز ، مثلًا عدهء زيادى بروند و با ملايمت بسيار به آنها بدون اينكه كلمهء تندى ، زبرى ، گفته بشود ، همان نهيش بكنند . و همان طورى كه خدا فرموده است كه نهى بكنيد مردم را ، امر بكنيد مردم را ، نهيش بكنند از اينكه « اين گرانفروشى خوب نيست ، نكن شما اين گرانفروشى را » ، اين تأثير مىكند . مىتواند بازار ؛ اگر همت بكنند دوستان بازارى مىتوانند با همين نصيحت ، با همين نرم گويى ، با همين نهى ، جلوى اينها را بگيرند ؛ و ما نمىخواهيم كه با اين اشخاصى كه بر خلاف انصاف [ عمل ] مىكنند ، باز با شدت عمل بشود . ما مىخواهيم كه همه با برادرى حل بشود مسائل ، با دوستى حل بشود مسائل . و اين بهتر همين است كه خود بازار ، اشخاصى كه مىبينند كه يك فردى خلاف مىكند تندروى مىكند ، ميوهها خيلى گران ، فروش مىرود ، همين ، به طور دوستانه بهشان بگويند آقا نكنيد اين كار را . اين ممكن است در آنها ان شاء اللَّه تأثير بكند و يك بازارى بشود ، بازار اسلامى . همان طورى كه در يك برههاى از همين نهضتى كه واقع شد ، يك حس تعاون بسيار عجيب پيدا شد در مردم . نمونهاى از خصلتهاى اسلامى و روح برادرى بعضيها كه در اين تظاهرات بودند به من اين را كراراً گفتند . يكى از آقايان كه بوده است گفت كه : مثلًا ساندويچى كه يك كسى مىآورد مىداد به يك نفر ، اين خودش نمىخورد ، اين [ را ] تكه تكه مىكرد - نمىدانم - يك تكه به او ، يك تكه به او ، يك تكه به او ، و شايد آخرش به خودش هم نمىرسيد . و مردم در خيابانها وقتى كه اين دستجات حركت مىكردند آب برايشان مىآوردند ، غذا برايشان مىآوردند ، تظاهر مىكردند برايشان . و اين يك مطلب است كه مطلب اسلامى است . يك تحول روحى است كه