السيد الخميني

25

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

يك آزادى غربى مىخواهيم ؛ ما بايد غربى باشيم ؛ يك آزادى مىخواهيم كه همان شبيه آزادى غرب باشد . اين معنا به اين زودى از توى مغزهايى كه شستشو شده است ، چهل - پنجاه سال ، بيست - سى سال و به جاى مغز ايرانى مغز اروپايى آمده است ، به جاى فكر ايرانى فكر غربى جانشين آن شده است - اين - به اين زودى نمىشود رفعش كرد . اين محتاج به يك طول مدتى است كه فرهنگ يك فرهنگ مستقل ؛ نه يك فرهنگ استعمارى كه آنها براى ما ديكته كردند . آنها براى ما ديكته كردند . فرهنگ ما را طورى كردند كه ما همه چيزمان الآن عوض شده ؛ غربى شده ، وقتى هم حرف مىزنيم حرفمان غربى است . وقتى اسم خيابان مىگذاريم اسم خيابانهاى غرب را مىگذاريم ؛ اسم اشخاص غربى را مىگذاريم : خيابان « روزولت » ! خيابان « كندى » ! خيابان كذا . اينها غربزدگى است . در تمام اروپا بگرديد يك خيابان « محمد رضا » پيدا نمىكنيد ؛ يك خيابان « نادر » پيدا نمىكنيد . خيابانهايمان هم خيابان غربى است ! تعارفهايمان هم با هم تعارف غربى است . آداب و معاشرتمان هم ، با هم معاشرت غربى است . همه چيز . ما يك وابستگى روحى پيدا كرديم . اين وابستگى روحى از همهء چيزها براى ما بدتر است . اسلام يك وقتى سيطره‌اش بر همهء ممالك بود ، آن وقت روم و ايران بود ؛ كه هر دوى اينها از همهء ممالك - آنهاى ديگر آن وقت به وحشيگرى بودند ، اين دو تا مملكت مستقل متمدن - آن روز اسلام سيطره‌اش بر اينها شد و همه را اسلامى مىخواست بكند . قلمهاى مسموم در هر صورت ، من از شما جوانها متشكرم كه آمديد از نزديك با هم ملاقات كنيم و درددلمان را بگوييم . زياد است ، درد دلها زياد است . ما از سرنيزه‌ها و مسلسلها و اينها فارغ شديم ، سر قلمها حالا بر ضد ماست . قلمها به جاى نيزه‌ها آمده است ! مقاله‌ها به جاى مسلسلها ، حالا به روى اسلام بسته شده است . الآن ما گرفتار سرنيزه نيستيم ، ما گرفتار قلم هستيم ، اهل قلم ؛ ما گرفتار روشنفكرها هستيم . ما گرفتار آزاديخواهها هستيم كه آزادى را نمىدانند چى است ! يعنى چه آزادى ؟ ما الآن گرفتار اينها هستيم و من اميدوارم