السيد الخميني
14
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
جمهورى اسلامى . آن رژيم رفت و يك رژيم ديگرى است لكن بايد همه چيز اسلامى بشود . آن روزى ما به آخر مقصد رسيديم كه همه چيزمان اسلامى باشد . بازار يك بازار اسلامى باشد . بازارى كه يك متاعى را يك تومان مىخرد و سى تومان به اين فقرا و ضعفا مىدهد اين بازار اسلامى نيست . بازارى كه قاچاق وارد مىكند و به قيمتهاى گزاف مىدهد و اقتصاد اسلام را مىخواهد به هم بزند اين اسلامى نيست ؛ اين بازارْ اسلامى نيست . اينها بايد اسلامى بشود ؛ خودشان اسلامىاش كنند . بازارى كه به فكر ضعفا و فقرا نباشد ، بازارى كه پهلويش ضعيف باشد و به فكر نباشد ، اين بازارْ اسلامى نيست . ملتى كه اينجا قصرهاى روى هم روى هم درست كنند ، و آنجا زاغهنشينها باشند - شما همه زاغهنشين را ديديد چه طورند ؛ لا بد شماها ديديد ، من هم صورتش را ديدم . يك مملكتى كه زاغهنشينها آن طور باشند و مردم به فكر اينها نباشد ، اين مملكتْ مملكت اسلامى نيست . اين صورت است ، محتوا ندارد . پيروى از امام على ( ع ) در همه ابعاد حضرت امير مىفرمايد - به حَسَب نقل - كه شايد در سرحدات يك كسى گرسنه باشد ؛ به خودش رنج مىدهد كه مبادا يكى كسى از او گرسنه تر باشد . آن امير ماست ، او آقاى ماست ، امام ماست . ما هى بگوييم امام و اقتدا نكنيم به او ؟ در كارها هيچ اقتدا نباشد ؟ « امام » معنايش اين است ؟ « شيعه » معنايش اين است كه مشايعت كند ؛ همان طورى كه تابوت را كه مىبرند ، اگر همه از اين طرف دنبال تابوت رفتند ، تشييع كردند او را ، اگر تابوت را از اين طرف مىبرند يكى از اين طرف برود ، اين را تشييع نكردند ؛ شيعه بايد اين طورى باشد ؛ مشايعت كند على را . البته قدرت نداريم ما مثل او . هيچ كس قدرت ندارد ؛ اما به زهد ، به تقوا ، به رسيدگى به مظلومها ، به رسيدگى به فقرا ، مشايعت كنيم از او . نمىتوانيم مثل او زندگى بكنيم ، نمىتوانيم كه مشى او را داشته باشيم ، قادر بر اين نيستيم ؛ او يك موجودى بوده معجزهاى ؛ جمع ما بين تضاد ، جمع بين همهء ضدها را كرده بود . يك آدم در قدرت آن طور كه - به حَسَب نقل - از اين طرف مىزد دو تا مىكرد ، از اين طرف در جنگ مىزد مىكشت تمام كسانى كه بر ضد اسلام بودند ؛ از آن طرفْ يك