السيد الخميني
12
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
علما بودند و بعضىشان - يا همهشان - هم نماز جماعت مىخواندند و آداب صورى را عمل مىكردند ؛ لكن محتواى اسلام را اينها ، محتواى قرآن را اينها مىخواستند تهى كنند . اينها با اعمالشان مىخواستند كه يك اسلامِ منهاى محتوا مثل حالا ؛ اسلامِ منهاى روحانيت اسلام منهاى محتواست . محتواى اسلام را اينها دارند درست مىكنند . اينها مىخواستند كه يك اسلامى [ . . . ] « اسلام را قبول داريم » ؛ بله ، اسلام اما الفاظ فقط ! ديگر از حد لفظ نرود به محتوا . تز استعمارى « اسلام منهاى سياست » محمد رضا خان هم اسلام را مىگفت قبول داريم . هيچ هم مضايقه نداشت از اينكه شما برويد توى مساجد نمازتان را بخوانيد ؛ و لو اينكه اين مضايقهء اين هم داشت از ترس يك چيز ديگر . انگليسها كه آمده بودند عراق را گرفته بودند ، شنيدم كه آن سردارشان ديده بود كه يك كسى دارد بالاى مأذنه يك چيزى مىگويد - اذان مىگفتند . گفته بود اين چيست ؟ گفته بودند اذان مىگويد . گفته بود كه به امپراتورى انگلستان هم ضرر دارد اين ؟ گفته بودند نه . گفت بگويد ، هر چه مىخواهد بگويد ! نماز و روزهء ما به امپراتورى انگلستان ضررى نداشت ، هيچ هم كارى نداشتند ؛ برويد هر چه مىخواهيد نماز بخوانيد ، هر چه مىخواهيد روزه بگيريد ! آنى كه به امپراتورى همه ضرر داشت آن اسلام و محتواى واقعى اسلام بود كه مع الأسف بسيارىاش مَنْسى واقع شده است . سياسات اسلام همچو منسى شده است كه اصلًا سياست يك ننگى بود در اينجا ! فلان آخوند « سياسى » است ! و « ساسة العباد » ، كه در « زيارت جامعه » مىخوانيم ، اگر به يك مقدس مآبى هم مىگفتند ، تعبيرش لا بد مىكردند . جرأت نمىكرد بگويد كه آن هم سياسى است . اين يك چيز ننگآورى بود كه يك كسى در حكومت دخالت بكند كه اين حكومت بايد صحيح باشد ؛ جريان صحيح بايد باشد . اين از تبليغات همان شياطين بود كه مىخواستند قشر اسلام را - صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همين صورتها باشيم و محتوا نباشد در كار . كارهايشان را انجام بدهند ، محتواى اسلام كه مهمش