السيد الخميني
79
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
خودباختگى و غربزدگى و بدتر از آن ، اين است كه محتواى اشخاص را بگيرند كه اطمينان به خودش هم نداشته باشد ! مثلًا ما طبيب داريم ؛ نه اين است كه ايران طبيب ندارد ؛ طبيب دارد ؛ الى ما شاء اللَّه طبيب داريم ؛ چه شده است كه يك مريض وقتى پيدا مىكنيم فوراً صحبت اين است كه برود اروپا ! اين براى اين است كه ما را به طبيبهاى خودمان بدبين كردند ؛ طبيب داريم و بدبين شديم . ما مهندس داريم ؛ نمىتوانيم بگوييم مهندس ما نداريم ؛ اما اين محتوا را از ما گرفتهاند كه اگر بخواهيم يك جادهاى را اسفالت كنند ، مهندسش بايد از خارج بيايد ؛ از خارج مىآوردند . يك كارخانه بخواهيد درست كنيد ، يك بناى بزرگ بخواهيد درست كنيد ، از خارج بايد بيايد . اين براى اين است كه همچو تبليغات كرده بودند كه ما را از خودمان به خودمان بدبين كرده بودند . محتواى ما را بيرون كشيده بودند . ما يك آدمهايى بوديم كه همهاش توجهمان به غرب بود . الآن هم كه ملاحظه مىكنيد ، الآن هم همين طور است . الآن هم كه ما مىگوييم اسلام ، شما مىگوييد : « اسلام ، اسلام » يك گروههايى هم دور هم نشستهاند و مىگويند : دمكراتيك ، دمكراتيك . چرا ؟ براى اينكه اينها همچو غربى شدهاند ، همچو غربزده شدهاند ، نمىتوانند تصور بكنند كه يك كشور با برنامهء اسلامى مىتواند اداره بشود . اينها غفلت از اين مىكنند ، يا خودشان را به غفلت مىزنند ، كه هفتصد - هشتصد سال اين اسلام بر همهء ممالك حكومت كرد . حالا مىگويند نه ! جمهورى اسلامى نه ؛ جمهورى دمكراتيك ! اين براى اين است كه محتوا ندارند اينها . اينها را [ با ] تبليغات همه جانبهاى كه كردند همه را از آن باطنشان بيرون آوردهاند ؛ مغزهايشان را به اصطلاح شستند و به جاى آن غرب را نشاندهاند . استقلال فكرى را از ما گرفتهاند ، استقلال خودمان را ، شخصيتمان را ، از ما گرفتهاند . ما استقلال شخصيت الآن نداريم . و بايد فكر اين باشيم كه خودمان شخصيت پيدا بكنيم . توجه بكنيم به تاريخ اسلام كه ببينيم اسلام در دنيا چه كرده و چه كارهايى اسلام كرده . كه اينهايى كه مىگويند كه از اسلام كارى نمىآيد ، يا مىگويند كه الآن ديگر مثلًا قديمى شده است اينها ، از بابت اين است كه نمىفهمند ، اينها بسيارشان ملتفت نيستند اصلش