السيد الخميني

46

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

براى خاطر اين بوده است كه آنها مىخواستند كه اين جناح روحانى را از مردم جدا بكنند تا نتوانند اينها با هم مجتمع بشوند و تا نتوانند منافع اينها را در اختيار [ بگيرند ] . اين قضيهء تز آنها و جهات سياسى و ديدهاى علمى . استقبال توده‌ها براى رأى به « جمهورى اسلامى » امروز اينها لمس كردند اين مسائل را ؛ يعنى عيناً در خارج ديدند كه اين ملت با هم كه شد همه چيز آنها را به باد داد . اين ملت وقتى كه روحانىاش و - عرض مىكنم - دانشگاهىاش ، بازارىاش و - عرض بكنم - كشاورزش ، همهء اينها با هم مجتمع شدند و يك كلام گفتند كه مرگ بر اين سلطنت و يك كلام گفتند كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم ، هيچ قدرتى نتوانست جلوى اينها را بگيرد . اينها الآن وحدت كلمه‌اى كه حاصل است و حاصل شد ، خطرى بود كه لمس كردند كه تمام قدرتهاى بزرگ نتوانست جلو اين ملت را بگيرد و اين ملت با مشت خالى غلبه كرد بر آنها . و نبود جز اينكه اسلام در كار بود و مردم شهادت را طالب بودند ؛ و نبود الّا اينكه همه با هم بودند : از آن بچهء كوچك تا آن پيرمرد هشتاد ساله ، همه يك حرف مىزدند . اين معنا را اينها لمس كردند . در رفراندم اينها فهميدند قضيه چى هست . فهميدند كه يك نفر آدم كه - در روزنامه بود يا در راديو بود يادم نيست - يك نفر آدمى كه اشتباه كرده است در انداختن رأى خلاف ، گريه مىكند به اينكه من يك گناهى كردم كه بخشودنى نيست ، من ديگر جهنمى شدم ! براى اينكه اشتباه خودش را اسباب اين معنا مىداند . آن مردى كه دوشش گرفتند ، مريض بوده آمده رأى انداخته - در خمين شده - رأى انداخته و مرده . آن پيرمرد هشتاد ساله را توى چرخ نشاندند ! آن معلولين را ، آنها را توى چرخ نشاندند آمدند پاى صندوق . كجا در دنيا سابقه دارد اين ؟ در كجاى دنيا از يك مملكت 35 ميليونى ، سى ميليون جمعيت ، بيست ميليون جمعيت رأى بدهند ، رأى مثبت ؟ ! در مقابلش - نمىدانم چهار صد و چند نفر - . . . صد و چهل هزار نفر ! كجاى دنيا يك همچو چيزى بوده ؟ نبوده .