السيد الخميني

92

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىكردند با ديدن آنها . و ارتش را آن طور بار آورده بودند كه احساسشان نسبت به ملت غير از اين احساس بود كه امروز هست . امروز شما احساس شادى مىكنيد كه در آغوش ملت هستيد ، و ملت احساس شادى مىكند كه در آغوش شماست ؛ و هر دو احساس شادى مىكنيد كه برادروار مجتَمع هستيد و هر دو با هم . و من احساس غرور مىكنم كه اين ارتش با مردم همچو مختلط است و همچو مُزْدَوَج « 1 » است كه مثل دو برادر . اين ، غرور دارد . ارتش در صدر اسلام اسلام همين را مىخواهد . ارتش اسلام در صدر اسلام با مردم يكى بودند ، جدايى نداشتند ، از مردم بودند . بعدها سلاطين جور و خصوصاً اخيراً به واسطهء تبليغاتى كه كردند - تبليغاتى كه از جانب اجانب بود و مأمور آن رژيم منحط بود - تبليغاتى كردند كه شما را از ما جدا كردند ، ملت را از شما جدا كردند . ملت را - بعضى را از بعض - جدا كردند ؛ دانشگاهى را از مدرسه‌اى جدا كردند ؛ بازارى را از هر دو خواستند جدا كنند . به حمد اللَّه اين فرصت پيدا شد و خداى تبارك و تعالى همچو توفيقى داد كه همه الآن با هم ، همه برادروار در يك محيط دوستانه ، در يك محيطى كه با شعف و شوق از هم پذيرايى مىكنيد ، مجتمع هستيم . اين روز ، روز مباركى است ؛ اين روز ، روز ميمون و بزرگى است . عفو عمومى و اما قضيه‌اى كه فرمودند راجع به عفو « 2 » ، همين طور است كه گفته‌اند . . . آنهايى كه مجرم بودند ، آنهايى كه خيانتكار بودند ، آنها را مجازات كردند و خواهند كرد . و اما ارتش ، ژاندارمرى ، و همين طور ساير طبقات ديگر از قواى انتظامى ، شهربانى ، در تمام كشور ، اگر . . . خداى نخواسته مرتكب يك جرم صغيرى ، يك گناه صغيره‌اى شده باشند ،

--> ( 1 ) - با هم ، توأم . ( 2 ) - اشاره به بخشى از سخنان مقدماتى آقاى طاهرى .