السيد الخميني
66
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
دولت اين آقا ، « 1 » كه ناشى از اين مجلس و ناشى از آن شاه و - نمىدانم - ناشى از [ سرنيزه ] است . . . اين دولت نيست تا اينكه ما بگوييم بيايد استعفا بكند ! دولت اصلًا نيست ، استعفا مىخواهد چه كند . استعفا مال اين است كه دولتى [ قانونى ] باشد . منتها هر كس كه تنبه پيدا كرد ، توبه كرد برگشت ، توبهاش البته قبول است ؛ خدا قبول مىكند ، ملت هم قبول مىكند . اينهايى كه ماندهاند سر جاى خودشان ، در معصيت هستند ؛ در زندگى دارند معصيت مىكنند . اينهايى كه بيرون آمدهاند ، از معصيتگاه بيرون آمدند ؛ و خدا هم توبه را قبول مىكند . و من از خدا مىخواهم كه همهء شما را موفق كند به اينكه از اين به بعد ملى باشيد . آقا با ملت باشيد و اين مرد را نصيحت كنيد كه با ملت باشد . اگر مىتوانيد ، با ايشان ملاقات كنيد كه يك بساط در نياورد ؛ نرساند به آنجايى كه ما [ اين مردم ] را بگوييم بريزند سرش ، از بين ببرندش . ما نمىخواهيم اين طور بشود . ما ميل داريم كه مطالب عقلايى باشد . و ما او را از باب اينكه نخست وزير نمىدانيم ، ما نخست وزير تعيين كرديم به ولايت شرعى و ولايت . . .
--> ( 1 ) - شاپور بختيار .