السيد الخميني

34

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

فريادى كه اينها مىزنند - زنها را شما ببينيد چه فرياد مىزنند ، مردها چه فرياد مىزنند « 1 » - اينها پشتوانهء شما هستند « شَكَّرَ اللَّهُ سَعْيَهُمْ » . اگر اينها نبودند ما هيچ قدمى برنمىداشتيم ؛ اينهايند كه ما را وادار مىكنند به قدم برداشتن . پيامى به ارتش و من به ارتش مىگويم كه ما صلاح شما را مىخواهيم . ما [ نمىگوييم : ] نمىخواهيم كه ارتش در دنيا باشد ؛ ما مىگوييم به شما نوكر نباشيد شما ! مستشار امريكايى بر شما حكومت نكند ، صاحب‌منصبهاى اسرائيلى به شما حكومت نكند . ما يك همچو چيزى مىگوييم . اين منطق ماست . ما فرياد مىكنيم كه استقلال مىخواهيم ، استقلال ارتشى مىخواهيم ، ارتش ما استقلال ندارد ؛ ما فريادمان اين است . ما داريم مىگوييم آقا مىخواهيم شما حاكم خودتان باشيد ، مستقل باشيد ؛ آن وقت آن آقا - فرض كنيد كه ارتش يا فلان ارتشبد يا فلان [ مقام ارتشى ] - مقابل ما مىايستد ! مقاومتشان يعنى ما مىخواهيم حاكم نباشيم و ما مىخواهيم نوكر باشيم ! ما مىگوييم آقا باش ! فرياد مىزنيم و فعاليت مىكنيم كه آقا باشيد . بعضى از اينها كه از فطرت انسانى بيرون هستند و بودند و رفتند ، اينها مىگويند نه ، ما نمىخواهيم [ آزاد و مستقل ] باشيم ! ما بايد حتماً تابع مستشارهاى امريكا و مستشارهاى اسرائيل باشيم ! اقتصاد وابسته ما مىگوييم كه اين اقتصاد را ما بايد درستش كنيم . اينها كه سرِ كار بودند و سرِ سلطنت و دولت و اينها . . . ديديد كه چقدر از اين مال مردم [ را ] خوردند ؛ اقتصاد ما را به عقب راندند . آقا مصيبتها بر اين ملت وارد شده و ما غافليم . ما الآن زراعت نداريم . مخازنمان هم اگر چند سال ديگر اين مردِكه بود از بين رفته بود . ايران مىماند [ به صورت ] مملكتى كه هيچ مئونه ندارد ، هيچى ندارد . مئونهء ما نفت است . نفت را - همه‌اش را [ غارت كردند ] و هى هم وعده مىداد كه ده تا بيست سال ديگر تمام است اين ! آن وقتى كه تمام

--> ( 1 ) - اشاره به صداى مردمى كه در خارجِ محل سخنرانى امام شعار مىداده‌اند و تظاهرات مىكردند .