السيد الخميني

45

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هستم [ مىباشد ] . شعارهاى مرموز ليبراليستى و كسى بگويد كه ما قانون اساسى را مىخواهيم ، ما انتخابات آزاد مىخواهيم ، ما حكومت مردم بر مردم مىخواهيم ، هر كس اين [ حرف ] را بزند ، غير از اين مطلبى است كه ما مىگوييم . آن يك مسأله يا ابهام دار است يا خير ، مقصود اين است كه بايد اين سلسله باشند ؛ قانون اساسى بايد باشد . قانون اساسى معنايش اين است كه اين سلسله بايد باشند ؛ و انتخابات آزاد هم معنايش اين است كه امر انتخابات با شاه است كه او امر به اجراى انتخابات بكند و اين بر خلاف آن چيزى است كه ما مىگوييم . ما مىگوييم ما اينها را نمىخواهيم . هيچ ابهامى ندارد . آنكه مىگويد كه ما قانون اساسى را مىخواهيم ، آن لا بد مىگويد كه ما اينها را مىخواهيم . پس ما بين اين دو تا قول هيچ سازشى نيست كه كسى بگويد اين دو تا قول يك مطلب را مىگويد ؛ نه ، اين دو تا مطلب است . مطلب ملت ايران هم ، ما از مردم بايد بفهميم كه ملت چه مىگويند ، و همه ديديد كه ملت در اين تظاهراتى كه كردند در شهرها ، الآن هم تظاهراتى كه مىكنند در همهء شهرها ، آنكه فرياد مىزنند همين فرياد است كه ما اين سلسله را نمىخواهيم . گاهى هم [ مىگويند ] ما شاه را نمىخواهيم . بنا بر اين ابهام در اين اصل هيچ نيست . پاسخى به ياوه‌سراييها بله ، اشكالاتى شاه كرده است به اين حرف و به تَبَع او هم [ پيوسته ] اين اشكالات را گاهى اشخاص مىكنند و گاهى هم كاغذ از ايران بعضِ از كسانى كه با همين دستگاه مربوطند و ميل دارند كه اين دستگاه محفوظ بماند و ميل هم دارند كه بعضيهايشان خودشان بيايند در دستگاه و يك وزارتى ، نخست‌وزيرىاى ، يك [ مقامى ] بگيرند ! گاهى آنها هم يك كاغذهايى نوشته‌اند و همين حرفى كه شاه مكرر مىزند همين را تكرار كرده‌اند ؛ در عبارت بعضى از اشخاص محترم هم همين اشكال استشعار مىشود و آن اين است كه شاه مىگويد كه اگر من بروم استقلال مملكت به هم مىخورد ! آنكه