السيد الخميني

39

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

قيام كردند شكسته شد . گرفتند همه را بردند به سُنْقُر ظاهراً . از اصفهان قيام شد باز هم شكستند قيام را و متفرقشان كردند . قيامهايى شد اما قيامهايى بود كه نتيجه‌اى نتوانست بدهد . و ملتْ آن وقت بيدار نبود ؛ درست توجه نداشت به مسائل خودش . پيروزى جنود خدا مىخواهم عرض بكنم كه نه جناح سياسى الآن مىتواند بگويد كه من كردم اين كار را ، تمام ايران را من به جنبش در آوردم نه جناح روحانى . جنود خداست كه اين كار را كرده . امر خداست اين كار . و لهذا اميد به آن است . مال بشر نيست كه انسان بگويد پشتوانه ندارد . اين كارْ كار خداست كه يك ملتى كه در چند سال پيش از اين اگر چنانچه بازارش را مىخواستند ببندند يك پاسبان كافى بود ، حالا ايستاده در مقابل همهء قدرتها ؛ مشتش را گره كرده در مقابل همهء قدرتها ايستاده و « نه » مىگويد . مىگويد ما نمىخواهيم اين را . آن حكومت نظامى كه در سابق ، همچو كه اسم حكومت نظامى مىآمد ديگر نفَسها قطع مىشد و هيچ كس حرفى نمىزد و نمىشكست ؛ اصلًا معقول نبود كه حكومت نظامى را كسى بتواند بشكند ، الآن حكومت نظامى يك امر تو خالى است كه مردم به آن اعتنا نمىكنند . هى ، بله هى هياهو مىكنند ، هى اعلاميه مىدهند ، لكن دنبال سر اعلاميهء آنها [ كه ] مىگويند دو نفر بيشتر حق ندارد كه اجتماع كند ، دنبال سر اين ، صد هزار نفر جمعيت ، دويست هزار نفر جمعيت قيام مىكنند ! مىشكنند . در همان اصفهانى كه حكومت نظامى است و در همان تهرانى كه حكومت نظامى است و قمى كه حكومت نظامى است ، هر روز دارند مىشكنند اين حكومت نظاميها را . هيچ اعتنا هم به آن نمىكنند . بعد دولت نظامى را آوردند ! دولت نظامى هم همان حكومت نظامى است ديگر ! فرقى ندارد ، هر دو نظامىاند . و هر دو از اين پيرمردهاى مفتخورند كه مدتى ملت را دوشيدند و هيچ كارى هم از آنها نمىآيد ؛ قابل آدم اصلًا نيستند ! جز اينكه بگويند كه بكش . اين تمام شد ! تمام مىشود اين حرف . دولت نظامى هم ديگر كارى از آن نمىآيد و ميان تهى است .