السيد الخميني

21

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

بكند ان شاء اللَّه . [ ان شاء اللَّه حضار ] و بر فرض اينكه حالا ما نتوانيم ، زورمان به او نرسد ، همان است كه حضرت امير هم نتوانست . يعنى جنگ كرد و هجده ماه هم جنگ خونين [ كرد ] كه از طرفين عدهء زيادى [ كشته شدند ] همهء اينها مسْلم بودند ، از طرفيْن هم آنها مسْلم بودند و هم اينها مسْلم بودند ، آنها مُسْلمِ فاسق بودند اينها مُسْلمِ عدالت‌خواه بودند ، اينها با هم جنگ كردند و - عرض مىكنم كه - موفق نشدند به اينكه معاويه را از حكومت كنار بزنند . ما از اينكه يك عده‌اى از ما كشته بشود يا ما يك عده‌اى از آنها را بكشيم باكى نداريم ، براى اينكه ما روى تكليف داريم عمل مىكنيم . خداى تبارك و تعالى ما را مكلف كرده كه با اين طور اشخاص ، با اين طور ظَلَمه ، با اينهايى كه اساس اسلام را دارند متزلزل مىكنند و همهء مصالح مسلمين را دارند به باد مىدهند ، ما مكلفيم كه با اينها معارضه و مبارزه بكنيم . اگر يكوقتى هم دستمان برسد ، دست به تفنگ مىبريم و معارضه مىكنيم . خودمان تفنگ به دوشمان مىزنيم و معارضه با آنها مىكنيم ، هر وقت مقتضى بشود ؛ يك دستمان هم به مقتضياتش محقق بشود . ما باك از اين نداريم كه ده نفر ، بيست نفر [ كشته بدهيم ] حضرت امير بيشتر از ده هزار نفر ، بيشتر از بيست هزار نفر - تقريباً - در اين جنگها ، در اين هجده ماه ، كشته شد ؛ ايشان باز [ به جنگ ادامه داد ] زمان پيغمبر هم اين طور بود . پيغمبر هم وقتى كه يك حكومتى را مىخواست كنار بزند ، اين كفار قريش را مىخواست كنار بزند ، خوب جنگها كرد و در يك جنگهايى موفق شد و در يك جنگهايى شكست خورد و آدم كشته شد ؛ و اشخاص بزرگ مثل عموى پيغمبر - مثلًا - كشته شد . در جنگ [ صِفين ] « عمار ياسر » كشته شد ؛ آن مرد بزرگوار . آن قدر كشته دادند . در اين اصل هيچ اشكالى براى ما نيست كه ما كشته مىدهيم . تحول توده‌ها ، بزرگترين دستاورد نهضت و بعضيها نق مىزنند كه . . . [ اين همه ] كشته داديد ، چه ؟ ما تكليفمان اين است . چه شد ؟ اولًا خيلى از چيزها شد . يك ملت كه يك پاسبان اگر توى بازارش مىآمد و مىگفت كه ببنديد مىبستند ، با يك امر پاسبان توى بازار تهران - بزرگترين بازارهاى ايران - يك