السيد الخميني
9
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
دارد ! الآن هم كه مردم دارند فرياد مىزنند كه « مرده باد شاه » ، باز اگر از ايشان بپرسى ، مىگويند مردم شاه دوست هستند ! [ خندهء حضار ] اين علامت شاه دوستىشان است ! بنا بر اين ، خوب ، سلطنتْ سلطنت قانونى است ! مجلس غير قانونى و مىآييم سراغ مجلس . مجلس هم تا آن اندازهاى كه ما اطلاع داريم ، به آراى مردم نبوده [ كه ] مردم بيايند رأى بدهند يك چيزى را در زمان رضا شاه ، در زمان محمد رضا شاه . اينها جزء واضحات است . هر كس يادش است . خوب ، شما همهتان اين مجلس را يادتان است . تا حالا ، شما كه اطلاع داريد ، عقيدهتان اين است كه در تهران ، در اصفهان ، در يزد ، در كرمان ، در هر جا ، خود مردم جمع شدند و يك وكيل درست كردند ؟ ! يا اينكه به قول خود شاه ليستش را از - سفارتخانهها . . . خود ايشان گفتند - ليست را از سفارتخانهها مىآوردند و مىدادند مىگفتند اينها بايد وكيل بشوند ! مردم چكارهاند ؛ اينها بايد بشوند ! دولت چكاره است ، شاه چه كاره است ؛ آنكه بايد تعيين كند سرنوشت ما را سفارت امريكاست و سفارت انگلستان است و سفارت شوروى است و اينها ! و تا حالا هم همين كارها را كردهاند . ليست اين وكلا را آنها تعيين كردند و آنهايى كه دوستان آنها و يا [ به ] تعبير ديگر نوكرهاى خودشان بوده ، آنها را تعيين كردند كه اينها باشند تا رأى بدهند به هر چيزى كه آنها دلشان مىخواهد ! بنا بر اين آن قدرى كه ماها يادمان است در زمان اين دوتا - عرض مىكنم كه - ديكتاتور ، در زمان اينها ، ابداً يك مجلس قانونى ، يك مجلس ملى كه ملت رأى داده باشند به آنها ، ابداً همچو چيزى نبوده . ما فرض مىكنيم حالا چهار تا وكيل هم ملت به او رأى داده ، اما سايرين رأى ندادند . چهار تا وكيل هم مثلًا فرض كنيد تهران يك قدرى چيزهايى بوده است - ملاحظاتى بوده فلان ، به چهار نفر وكيل هم رأى داده باشند مردم ، مثل مرحوم مدرس مثلًا رأى دادهاند مردم به او ، اما مجلس وقتى قانونى است كه همهء اهالى مجلس كه مىآيند ، به حَسَب قانون توى مجلس آمده باشند ، رأيشان دخالت دارد در مطالب