السيد الخميني
88
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
من نادم هستم ، لا اقل حكومت نظامى را بردار . دولت نظامى نياور روى كار . بگو مردم بياييد خودتان يك كسى را تعيين كنيد دولت ، تا مردم احتمال بدهند كه تو توبه كردى . آن وقت هم قبول نيست ؛ نه آنكه توبهء هر كه هر غلطى كرد آخر عمرش بگويد توبه كردم ، خوب اين چه منطقى است ؟ توبه شرايط دارد ؛ مگر خدا توبهء هر كس را قبول مىكند ؟ يك كسى كه بيست و چند سال به مردم ظلم كرده است ، حالا بگويد توبه كردم ؛ عفو كردم اين زندانيهاى سياسى را ! زندانى سياسىاى كه ده سال عمرش را اينجا گذرانده و آن وقت جوان بوده حالا پير شده است و بيرون آمده است ، آن وقت ريشش سياه بوده و حالا ريشْ سفيد بيرون آمده ، آن وقت بدن سالم رفته حالا بدن مريض از اين چالهاى سياه بيرون آمده ؛ ده سال ، پانزده سال - كمتر ، بيشتر . من يكى از همين جوانهايى كه الآن در اينجا هست و سابقاً - من سابقه دارم با او - آن وقت وقتى دست مرا مىگرفت ، دست من توى دست او غرق مىشد ؛ يك قوهاى داشت كه من دستم كه توى دستش مىرفت مىفهميدم كه چه جور قوهاى است ، حالا وقتى با من مصافحه مىكند يك آدم ضعيفى هست ؛ [ اين ] مصالحه مىكند ؟ ده سال يك كسى را تو مىبرى حبس مىكنى ، پانزده سال مىبرى حبس مىكنى ، جوانها را پير مىكنى ، سالمها را مريض مىكنى ، اينها ديگر جبران ندارد ! همين عفو كردم ؟ ! غلط كردى عفو كردى ! عفو چيست ؟ چه حقى داشتى كه بگيرى كه حالا عفو كردى ؟ عفو مال اين است كه يك كسى گناهى داشته باشد ؛ چه گناهى اينها كرده بودند كه تو اينها را حبس كردى ، پانزده سال عمر اينها را تلف كردى ؟ حالا مىگويد عفو كردم ! عفو كردم ! اين چه غلطى است كه تو مىكنى ؟ عفو كردم چيست ؟ از اول چرا كردى ؟ نه اينكه عفو كردم ، اولِ كار غلط كردى ؛ نه اينكه يك كار صحيحى بود حالا عفو كردند . گناهكار بودند عفو كردم ! گناهشان چى بوده ؟ گناهشان اين بوده است كه مىديدند تو خطرناكى ، يك كلمهاى مىگفتند . بعضى از اين آقايان كه چندين سال حبس بودند گناهشان اين بوده است كه به اين - از قرارى كه مىگويند گناهشان اين بوده است كه - به عائلهء بعضى از اين حبسيها رسيدگى كرده نگذاشته اين عائله زحمت ببيند . بعضىشان را ،