السيد الخميني

86

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

يك طرف ، با كوليها - به اصطلاح خودشان - يك طرف ، با رها كردن يك دزد آدمكشى « 1 » كه از سرهاى بعضِ از عشاير بوده است - او را مىگويند رها كرده است و يك پول فراوانى هم به اختيارش گذاشته است كه برود جمعيت جمع كند و حمله كند به مردم - اينها هم از يك طرف ؛ همچو چيزى در طول تاريخ نبوده كه يك كسى كه مدعى سلطنت است ، و ديروز آن طور فرياد مىزند و براى خودش مديحه‌خوانى مىكرد و روزنامه‌ها را واداشته بودند و راديو و هر چه هر كس مىگفت جز شأن ايشان نبود ، حالا متوسل بشود به كوليها كه در زير پناه چماق كوليها خودش را نجات بدهد ! متوسل بشود به - مثلًا - كسانى كه از اشرار بودند ، و آنها را اجير كند كه نجاتش بدهند از دست اين ملت و نجات هم نمىدهند آنها . نه نجات آنها مىدهند ، نه ملت ، ديگر به اين حرفها اعتنا مىكند . فرق توبهء شاه و توبهء فرعون فرق ايشان با فرعون اين است كه فرعون مىگفت توبه كردم ، ديگر در آن حالى كه مىگفت توبه كردم شمشير را نكشيده بود به جان مردم . ايشان مىگويد ، خودش وقتى خطابه مىخواند ، خطابه مىخواند كه اى علما ، اى مردم ، من اشتباه كردم ! حالا ديگر از اين اشتباه گذشتم و برگشتم ! از آن طرف هم اين طور تشبثات را [ مىكند ] . حكومت نظامى مىگذارد همه‌اش بر خلاف قواعد ، بر خلاف قوانين ، همه‌اش بر خلاف . از آن طرف هم مأمور مىكند چيزها را - ارتش را - به اينكه بريزند به جان مردم و ديگران را هم ، عشاير را مثلًا - بعضى عشاير را . البته عشاير خيلى گوش نمىدهند به حرف اينها . عده‌اىشان هم رفتند پيش علما و گفتند ما حاضريم براى موافقت كردن با شماها . حالا ديگر مست آمدى و توبه مىكنى ، آن هم اين جور توبه ؟ ! بعد از بيست و چند سال جنايت ، بعد از بيست و چند سال خيانت به يك ملتى ، به اسلام ، حالا هم جبران نكرده ، خيانتها سر جايش باقى ، جنايتها سر جايش باقى ، حالا آمدى در مقابل علما

--> ( 1 ) - سالارجاف ، نمايندهء مجلس از پاوه و رهبر چماقداران در حمله به مردم پاوه .