السيد الخميني

73

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

از شهرهاى ايران مىخواهند ، بروند سؤال كنند . اين يك مطلبى نيست كه پوشيده باشد . شما برويد از هر شهرى از شهرهاى ايران سؤال كنيد كه آقا اين كسى كه از طرف شما وكيل است ، كى است اين ؟ چه آدمى است ؟ اكثر مردم اصلًا نمىشناسند اينها را ! نمىدانند كى هستند اينها . اين ملتى كه بايد سرنوشت خودش را خودش معين كند و بايد وكلاى خودش را خودش تعيين كند ، اكثر مردم نمىدانند كه اين كى هست . . . وقتى اسمش را مىبرند ، نمىشناسند او را ! اين معناى « دموكراسى تند قاطع » است كه سلب كرده است اين حق مسلّم معلومِ يك ملت را ! سلب آزادى يك شهر اينها بيايند بگويند فلان شهر ؛ خوب مركز تهران است ، بيايند بگويند كه اين تهران كه مركز است و اساس است و در اينجا اگر بنا باشد يك آزادى باشد ، بايد در تهران باشد كه مركز مثلًا سياستمداران و امثال ذلك است ، خوب بيايند بگويند كه كدام يك از اين وكلاى تهران ، آزاد مردم رفته‌اند پشت صندوق و رأى داده‌اند به آنها ؟ اينكه يك مطلبى نيست كه بشود سرش را پوشانيد . آقاى كارتر براى كى دارد اين حرفها را مىزند ؟ براى كرهء مشترى مىگويد ؟ آخر نيامده‌اند آنها اينجا كه گوش و چشم بسته باشند ؟ براى مردم دنيا مىگويند ؟ كدام مردم دنيا اطلاع ندارند از اين معنا ؟ كدام مطبوعات دنيا اطلاع از اين معنا ندارند ؟ بله ، مطبوعات ممكن است بسيارى شان به نفع آقاى كارتر بنويسند كه نه ، دموكراسى ، آزاد است ، مردم آزاد هستند ، همه رأى داده‌اند ، خودشان وكلايشان را تعيين كرده‌اند ، ممكن است بگويند ؛ اما هم آنها كه اگر بگويند مىدانند خلاف مىگويند ، هم آقاى كارتر مىداند اين را . نه اينكه كارتر نمىداند ؛ مىداند كه اين [ شاه ] چه آدمى است . مىداند خودش [ كه ] چه آدمى است ، مىداند كه چه آدمى را مأمور كرده است ؛ مىداند كه مردم به چه گرفتارى گرفتار هستند . سانسور مطبوعات اين راجع به قضيهء مسلّمى كه بين مردم است كه از اركان آزادى است و عرض مىكنم دموكراسى است . خوب بياييم سراغ مطبوعات . يك رشته هم ، رشتهء مطبوعات است .