السيد الخميني
38
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
سلطنت اين خاندان و اصل سلطنت ؛ اصل سلطنت هم از اول يك چيز مُهْمَل بود ، از اول معنا نداشته است ، كه سلطنت مساوِق « 1 » با استبداد و قلدرى و ديكتاتورى است ؛ و اين ممالك كوچك ، اين ممالك بزرگ هم ، همين طورهاست . آنهايى كه سلطنتى بودهاند ، چنانچه هر جايش را نگاه كنيد . . . زيادش همين قلدريها و همين ديكتاتوريها هست . اين اختصاص به ايران و سلاطين ايران ندارد . سلاطين و تزار روسيه و اينها ، بدتر از اينها بودهاند . مدعيان عدالت و دموكراسى حالا هم كه ممالك خارجْ باز به صورت جمهورى ، بسيارى شان درآمدهاند ، باز هم همان مسائل به يك صورت ديگرى هست . منتها خيال نكنيد كه يك مملكتى الآن روى موازين عدالت اجرا بشود ؛ خير . مثلًا مملكت امريكا را كه ملاحظه مىكنيد كه از ممالكى است كه بزرگ است و به طور جمهورى اداره مىشود و اعلاميهء حقوق بشر را امضا كرده است و داد مىزند از آن حقوق بشر و آزادى مردم و اينها ، آنجا هم اين طور نيست كه يك آزادى به طور صحيح ، يك عدالت به طور صحيح باشد ؛ منتها رئيس جمهور در آنجا در خودِ مملكت خودشان ، خيلى زياد اجراى قوه نمىكند ؛ در ممالك ما اجراى ديكتاتورى مىكند . اين ممالك ما كه زير دست آنهاست ، در ممالك ما مأمورها را گذاشتهاند و تأييد از آنها مىكند ؛ از كشتارى كه ايشان مىكنند ، تأييد مىكند ؛ و از كارهاى جنايات و خياناتى كه اينها كردهاند [ و ] براى اينها مىكنند ؛ و آنها هم تأييد از اينها مىكنند . اين طور نيست كه يك طرز حكومتى ، از اين حكومتهايى كه هست ، چه جمهورىاش و چه سلطنتىاش و چه مشروطهاش و چه استبدادش ، يك حكومت عادلهاى باشد كه واقعاً اصلاح به حال ملت بكند و براى مردم فرمانروايى بكند ، نه فرمانروايى براى قدرتهاى بزرگ و براى خودشان بكند ، نداريم يك همچو حكومتى ؛ و ما يك همچو حكومتى مىخواهيم ، كه اين حكومت اسلامى است . اگر چنانچه ما بتوانيم ان شاء اللَّه حكومت
--> ( 1 ) - مساوى .