السيد الخميني
477
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بدهيم ، ما مجبور شديم ! خوب اين همه صاحب منصب توى ارتش وقتى ديدند كه صاحبمنصبهاى امريكايى آمدند چه كردند ، همه استعفا دادند . مگر آخر مىشد آن وقت . اگر همهء صاحبمنصبهاى ما وقتى كه ديدند امريكايىها دارند اينها را ، مستشار دارد امريكا در اينجا و اينها بايد تحت نظارت آنها باشند ، اگر همهء اينها يك روز استعفاى خودشان را مىفرستادند در مجلس يا پيش شاه كه ما نمىخواهيم با اين وضع ، مگر امكان داشت آن وقت مستشار بيايد ؟ اينكه مستشار مىآيد براى اين [ است ] كه شما رشد نداريد ؛ چون رشد نداريد از اين جهت مستشارها مىآيند بالاى سر شما و شما را مىخواهند اداره كنند . اگر شماها رشد داشتيد ، اگر شما يك انسانى بوديد كه علاقه به اين مملكت داشتيد ، علاقه به اين آب و خاك داشتيد ، اگر يك انسان متدين بوديد - كه اساس مسائل است اين - همچو چيزى امكان نداشت برايتان كه بنشينيد آنجا و بخواهيد صاحب منصب باشيد لكن صاحبمنصبى كه يك مردِكه از امريكا آمده هر چه بگويد بايد اطاعتش بكنيد . خوب استعفا مىكرديد . كى به شما الزام كرد كه آقا بيا تو سپهبد باش يا بيا تو ارتشبد باش ؟ ! استعفا مىكردى . حالا استعفا كنيد . الآن كه مىبينيد كه همهء مسائل واضح شده است و خيانت شاه واضح شده و خود شاه آمده پشتِ - عرض مىكنم كه - راديو و اقرار به ذنب و گناه خودش كرده ، اسمش را « اشتباه » گذاشته [ كه ] تا حالا من كارهايم اشتباه بود از اين جهت از اينجا به بعد اين اشتباهات را نمىكنم ! شمايى كه يك شاهى را مىبينيد كه خيانتهاى خودش را اقرار كرده ، پشت راديو اعلام كرده ، دستش را پيش ملت دراز كرده كه ببخشيد من را ، من اشتباه كردم ، خوب همين حالا همهتان برويد آن كنار ؛ يا برويد كنار از ارتش يا متصل بشويد به مردم ؛ باز نريزيد به جان مردم و مردم را بكشيد . پس شما همه خيانتكاريد ! شما را نمىتوانيم بگوييم يك انسانى هستيد كه امين اين مملكت هستيد . شما خائنيد در اين مملكت . شما هيچ لياقت هيچ چيز را نداريد . بله ، صاحبمنصبهاى جزء نمىتوانند . . . آنها مىگويند كه ما حاضريم به اينكه كارهايى را انجام بدهيم . ان شاء اللَّه بلكه انجام بدهند .