السيد الخميني
449
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
زير بيرق اين امپراتوريها بود - يكى امپراتورى ايران بود يكى هم روم بود - هر دو را آنها فتح كردند . همچو تحركى در اينها آورد كه از جزيرة العرب راه افتادند آمدند ايران را گرفتند و رفتند روم را گرفتند و رفتند تا اروپا ، همه جا را تسخير كردند ! و تسخيرها تسخيرى نبود كه - مثلًا فرض كنيد - مثل ناپلئون باشد كه بخواهد يك مملكتى را بگيرد ؛ تسخيرهاى اسلامى براى اين بود كه مردم را بسازد ، مردم را موحد كند ، مردم را عادل كند ، مردم را روشن كند به مسائل . اين طور بوده است . نه اين است كه مىخواستند كشورگشايى بكنند . نه ، مسائل كشورگشايى نبوده . مسائل اين بوده است كه مىخواستند مردم را رو به راه كنند ؛ يعنى وحشيها را متمدن كنند ؛ يعنى كسانى كه يكديگر را مىخورند . قرآن كريم در نيم قرن اين جمعيتى كه [ با ] هم هميشه جنگ مىكردند و [ يكديگر ] را مىخوردند ، به يك صورت عادلانه درآورد كه با هم آن طور رفتار مىكردند كه ممالك متمدنه رفتار مىكردند و بالاتر از اين . در هر صورت اسلام مثل مذاهب ديگر ، يعنى مذاهبى كه حالا ظاهرش به ما رسيده ، آن طور نيست . همهء چيزهاى انسان را مىسازد . هم انسان را از حيث عقل مىسازد ، هم انسان را از حيث اخلاق و تهذيب اخلاق مىسازد ، هم انسان را از حيث ظاهر و آداب ظاهرى مىسازد ، هم در همهء امورى كه انسان به آن احتياج دارد ، اسلام دخالت دارد . مثل حكومتها نيست كه فقط در امور - مثلًا - اجتماعى شان ، سياسى شان ، دخالت داشته باشند اما كارى به اين نداشته باشند كه خودش توى خانه چه مىكند ، به اينها ربطى ندارد ؛ هر كس توى خانهء خودش هر كارى مىكند ، حكومتها به او كارى ندارند . اگر در خانهء خودش هم قماربازى بكند ، حكومت چه كار دارد . اگر بله بيايد خلافِ - مثلًا - نظم به جا بياورد آن وقت حكومتها مىآيند سراغش . اسلام تو [ ى ] همان - در منزل خودتان كه [ در ] خلوت هستيد آنجا با شما كار دارد ؛ در توى عائلهتان كه چند نفر هستيد باز كار دارد به شما . مىآييد توى همسايهتان با خودتان ، با شما نسبت به همسايههايتان كار دارد ؛ با همشهريهايتان باز كار دارد ؛ با هم مذهبيهايتان كار دارد ؛ با خلافِ مذهبيهايتان هم - همه ، همهء اينها را آداب دارد . يعنى اسلام اين طور نيست كه مثل حكومت اسلامى فقط