السيد الخميني

397

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

جمع بكند ، كار مىكرد و وقف مىكرد . همان روزى كه با او بيعت كردند ، بيل و كلنگش را برداشت رفت سراغ كارى كه انجام مىداد ! آنجا يك چشمه‌اى را مىخواست حفر كند ؛ خودش با دست خودش حفر كرد . وقتى درآمد ، تبريكش كو ؟ گفت خوب اين تبريك را براى ورثه بگو ، بياور قلم و كاغذ . و قلم و كاغذ [ آوردند ] . همان وقت وقف كرد براى يك جهتى . آن هم زندگى و خوراكش كه از نان جو نگذشت ؛ بالاتر نبود ؛ آن هم چند تا لقمه بود . ما يك همچو حاكمى ، دنبال اين مىگرديم . پيدا نمىكنيم البته ؛ خود ايشان هم فرمود كه خوب ، شما طاقت نداريد اين قدر لكن تقوا داشته باشيد . ما دنبال يك حاكم تقوادار ، تقواى سياسى لا اقل داشته باشد ، نخورد مال اين ملت را ، هدر ندهد مال اين ملت را ، ما دنبال اين مىگرديم . ما [ كه ] مىگوييم حكومت اسلامى ، مىخواهيم يك حكومتى باشد كه يك قدرى شبيه باشد به اين حاكمهاى ما . اينها كجاى حكومت اسلام ديكتاتورى بوده است كه آقايان سخت از اين مىترسند ! ديكتاتورى چيست ؟ حكومت اسلام حكومت قانون است . اگر شخص اول مملكت ما در حكومت اسلامى يك خلاف بكند ، اسلام او را عزلش كرده . يك ظلم بكند ، يك سيلى به يك كسى بزند - ظلماً - اسلام او را عزلش كرده ، او ديگر قابليت از براى حكومت ندارد . اين ديكتاتورى است ؟ حكومت قانون است ، قانون خدا ؛ يعنى حاكم ، يعنى شخص اول مملكت ، اگر يك كسى يك چيزى داشته باشد ، شكايتى داشته باشد از او ، پيش قاضى مىرود و او را حاضرش مىكند و او هم حاضر مىشود . چنان كه شد ، حضرت امير اين كار را كرد . ما هم يك همچو حكومتى مىخواهيم : حكومت قانون . قانون ، آن هم آن قانون ؛ آن هم قانون مترقى اسلام . مخالفت اسلام با فساد نه با تمدن اينها مىترسانند شما را از حكومت اسلامى . مىگويد اگر حكومت اسلامى باشد زنها را مىكنند توى يك اتاقى درش را قفل مىكنند تا آخر ، تا آخر اينها توى اين اتاق باقى باشند . زنها در صدر اول اسلام جنگ مىرفتند ! در لشكرها در طول جنگ بودند براى مداواى زخمها . بيشتر از انتظار . شما يك سينماى اخلاقى ، يك سينماى آموزنده