السيد الخميني

393

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

كه در باطن است و آن مطالبى كه در باطن است و من و شما مطلع نيستيم ، و اشخاص مطلع الآن جرأت نمىكنند حرف بزنند و بعد صدايش در مىآيد ، آنها الى ما شاء اللَّه است . ما الآن نمىتوانيم تصور كنيم كه اينها چه كرده‌اند با اين مملكت ، اينها با اين اسلام چه كرده‌اند ، با اين مسلمين چه كرده‌اند ، با اين ملت چه كرده‌اند ، با ذخاير ما چه كرده‌اند . شاه ، نابودكنندهء ذخاير طبيعى و انسانى ايران ما دوتا ذخيره ، يك ملت دوتا ذخيره ممكن است داشته باشد كه ايران داشت : يكى ذخيره‌هاى مادى زيرزمينى ، يكى هم ذخيره‌ها [ يى ] كه عبارت از اين جوانها بود - اينها هم از ذخاير ملت است ديگر - اين هر دوى اينها را تباه دارد مىكند و تباه كرد . اما مواد طبيعى را : نفتش را كه آن طور داد و گازش را آن طور داد و دارد مىدهد ، و مراتعش را آن طور به قول خودش « ملى » كرد لكن به ديگران داد و جنگلهايش را به ديگران داد و همهء اينها را داده به غير . اينها اسناد به من نوشته بودند منتها نوشته‌اش حالا پيش من نيست ، نوشته‌اش نجف مانده است . همهء اينها را به غير داده‌اند . زراعتمان را كه به كلى از بين برده است . بعد از سى سال ديگر كه نفت - اين طور اگر بدهند - تمام مىشود ! اگر به اين طور دست و دلبازى نفت ما را به غير بدهند ، بعد از سى سال - چند سال ديگر تمام مىشود . آن روزى است كه نه ملت ما نفت دارد ، نه زراعت دارد . اگر اين آدم باقى باشد ، بعد از سى سال ديگر يك ملت گدا ! الآن نصف ملتْ گداست ، آن وقت تمام ملت گدا خواهد شد ! پشتوانه هيچ چيز ندارد . اين را اگر مهلتش بدهيد آقا ، تمام حيثيات مادى و معنوى شما را از بين مىبرد . اين راجع به ذخاير ما كه زيرزمينىاش و روى زمينىاش . و راجع به جوانهاى ما كه از ذخاير بزرگ ما هستند ، نمىگذارند اينها تحصيل كنند ؛ رشد فكرى براى اينها نمىگذارند . اينها را تا يك - حتى آن كس كه خارج آمده و تحصيل مىكند جورى كرده‌اند كه اين اينها تحصيلشان تحصيل حسابى نشود - به يك حدى مىخواهند اينها را نگه دارند كه در همان حد ، همان عملگى براى آنها بكنند ! همين . نمىگذارند قوهء اعتراض در اينها پيدا بشود ، نمىگذارند رشد فكرى در اينها پيدا بشود كه مقابل اينها