السيد الخميني

324

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

چه جور آدمهايى بودند ؟ چه جور زندگى مىكردند ؟ آيا اينها هم از آنها بودند كه ملّاى دربارى بودند ؟ ! مثلًا پيغمبرْ دربارى خودش بوده ؟ ! يا پيغمبر با دربارها جنگ كرده ، دربارها را شكسته ؟ حضرت امير دربارى بوده است يا حضرت امير هم جنگ كرده با يك قدرتى كه متشبث به اسلام هم بوده ، مثل معاويه ؟ ! كه حجت ما الآن بر اين نزاعى كه بينِ ، بر اين مبارزه‌اى كه بينِ مسلمين و بين اين دستگاه فاسد است ، حجت ما بر جواز اين و لزوم اين عمل ، حضرت امير - سلام اللَّه عليه - است و عمل سيد الشهداء - سلام اللَّه عليه ؛ كه دو نفر آدمى كه اينها قدرت داشتند ، آن شامات « 1 » را آنها گرفته بودند و تحت قدرتشان بود و جنگها - چيزها داشتند ، فوجهاى . . . چرا اين كار را كرد ؟ اينها كه مسلمان بودند . حالا كسى به ما بگويد خوب ، اين مردِكه ، كه قرآن چاپ كرده است ! اين مسلمان است ؟ ! ما حجتمان بر اينكه اگر چنانچه اين مبارزه را ادامه بدهيم و صد هزار نفر از ما كشته بشود ، براى دفع ظلم اينها و براى اينكه دست آنها را از مملكت اسلامى كوتاه كنيم ارزش دارد ، حجتمان هم كار حضرت امير - سلام اللَّه عليه - و كار سيد الشهداء - سلام اللَّه عليه - است . يزيد هم يك قدرتمند بود و يك سلطان بود و - عرض مىكنم كه - همهء بساط سلطنت را يزيد داشت . بعد از معاويه او بود ديگر . حضرت سيد الشهداء به چه حجت با سلطان عصرش طرف شد ؟ با « ظل اللَّه » طرف شد ؟ ! « سلطان را نبايد دست زد » ! به چه حجت با سلطان عصرش طرف شد ؟ سلطان عصرى كه شهادتيْن را مىداد و مىگفت من خليفهء پيغمبر هستم ! براى اينكه يك آدم قاچاق بود ! براى اينكه يك آدمى بود كه مىخواست اين ملت را استثمار كند ، مىخواست بخورد اين ملت را ، منافع ملت را مىخواست خودش بخورد و اتباعش بخورند . آن قدرى كه او خورد بيشتر است يا اين قدرى كه اين آقا مىخورد ؟ ! حساب بايد كرد . اينها هم عبارت از آن كسانى كه در صدر اسلام بودند و اسلام با دست اينها قدرتمند شده و بسط پيدا كرده . خود پيغمبر با قدرتمندها جنگ كرده ، و بعدش هم آنهايى كه

--> ( 1 ) - سوريه ؛ كه تا پيش از سه - چهار قرن اخير شامل سوريهء فعلى ، لبنان و بخشهايى از اردن و فلسطين بوده است .