السيد الخميني

289

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

قبول كردند و اينها ، لكن وقت عملْ عمل نكردند به متمم قانون اساسى ؛ يعنى پنج نفر مجتهد را در مجلس ما نياوردند ! بله ، [ مجلس ] اول يك صورتى ابتداءً درست شد ، اما آن صورتى بود ؛ تمام شد . حالا قريب پنجاه سال است - بيشتر از پنجاه سال است - كه ابداً در مجلس روحانى راه ندارد تا نظارت بكند ؛ و اين خلاف قانون اساسى است . پس الآن اگر چنانچه ما فرض كنيم كه اين آقاى جبرئيل آمدند در زمين و تَبَع « اعليحضرت » مىخواهند بروند در مجلس ، با نصب ايشان و تعيين ايشان و با تصويب مجلس « شورا » و مجلس « سنا » ، همان جبرئيل امين هم خلاف قانون اساسى كرده ! قانونى نيست . وزارتش ، قانونى نيست . پس - بناءً عليه - اين تشبث درست از كار در نمىآيد آيد . سخن مردم : ما شاه نمىخواهيم علاوه بر اين ، حالا ما از آن وجههء قانونى و منطق خودشان بگذريم ، علاوه بر اين مگر اين چيزها اين صداى مردم را مىاندازد ؟ مگر مردم صدايشان اين است كه وا وزيرا ! اى وزير ما چطور است ! مردم مىگويند ما شاه نمىخواهيم ، تو مىخواهى وزير درست بكنى ؟ ! جواب اينكه ما شاه نمىخواهيم اين است كه وزير شما اين بود ، اين باشد ؟ ! خوب بروند ببينند اين خارجيها كه مىگويند اين ملت چه مىگويد ، چه مىخواهد ، ملت را بروند ببينند توى بازارها چه مىگويند ، توى مدرسه‌ها چه مىگويند ، توى دانشگاهها چه مىگويند ، بيرون دانشگاه چه مىگويند ، توى مزارع چه مىگويند ؛ خوب بروند ببينند اينها . ببينند كه اين ملتْ سرتاسر ايران چه دارد مىگويد ؛ چه مىخواهد اين ملت . اگر يك شبانه روز بر اينها گذشت و از هر آدمى چند دفعه اين كلمه را نشنيدند ، خوب ما از قولمان برمىگرديم ، مىرويم سراغ زندگىمان . اگر نشنيدند كه ما نمىخواهيم اين را ، « مرگ بر شاه » ؛ از بچهء اين قَدَرىِ تازه زبان باز كرده اين را مىگويد تا آن پيرمردى كه حالا ديگر يواش يواش بايد حرف بزند ، مثل من . خوب ، همه نمىخواهند . وقتى يك ملتى يك چيزى را نخواست ، خوب شاه براى ملت است ، وقتى ملت نمىخواهد او را ، كه نمىشود كه به زور آورد او را . آوردند به زور اما فايده ندارد . بخواهند با اين تشبث كه يك وزيرى را بردارند يك وزير ديگر بگذارند ، يك