السيد الخميني

274

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

انهدام كشاورزى به نام اصلاحات ! هىْ « اقتصاد » ! يكى از چيزها ، خوب اقتصاد است ؛ و ايشان « 1 » هم از علماى اقتصاد است ، خوب مىداند اينها را ؛ بايد اينجا زندگى كند ؟ نبايد خدمت كند به مملكت خودش ؟ اقتصاد ما چه ! ديگر ما وابستگى نداريم ! فلان . مىرويم سراغ « اصلاحات ارضى » اى كه اين هم خودش يكى از لغات است . « اصلاحات » ! مىبينيم كه آن قدر كه فاسد كردند اين زراعت ما را ، آن قدر كشاورزى ما را برگرداندند به هيچ و منهدم كردند كه ما در همه چيز محتاجيم ، دستمان را دراز كرده‌ايم به اسرائيل كه به ما حتى ميوه بدهد ! هر چه ، گندم ، جو ، چه ، هى دائماً دارد مىآيد كه اگر يك روز جلويش را بگيرند اين ملت بايد گرسنگى بخورد ! مىگويند براى سى روز يا سى و سه روز - تمام زراعت ايران براى سى و سه يا سى روز ايران كافى است ، ما بقى آن را بايد از خارج بياورند ! يك مملكتى كه صادركننده بود ، حالا بايد اين طور باشد . « اصلاحات » ! كلمهء « اصلاحات » محتوا ندارد . لفظْ لفظ خوبى است ، خيلى قشنگ ! « انقلاب سفيد » ! انقلاب « سفيد » ! انقلابش انقلاب است اما سياه است ! سرخ است ! اينها - همهء اين حرفهايى كه اينجاست - همه‌اش همان الفاظى است كه خيلى لفظْ قلمبه است و جالب است ، نقاشى شده است الفاظ اما اين الفاظ را روى چه گذاشتند ؟ وقتى زير اين لفظ را مىبينيم چه دارد ؟ كى چه چيز را معرفى مىكند ؟ وقتى زير پرده را مىبينيم ، مىبينيم محتوا ندارد ! الفاظى است . . . براى دلخوشى ماها - دلخوشى ملت - آن وقت كه ملت نمىتوانست صدا بكند و غافل بود از اين مسائل ؛ حالا اين جور نيست ديگر ، محتوا ندارد . « اصلاحات ارضى » يعنى بازار درست كردن براى امريكا و شعب امريكا و اذناب امريكا ! ما بازار مصرفيم ! آنها گندمهايشان زيادى است - كه گاهى از زيادى براى اينكه خراب مىشود مىريزند به دريا - خوب چه بهتر كه « اصلاحات ارضى » شروع كنند ! « اصلاحات ارضى » كه شروع كردند ، آن گندمها را ديگر [ به ] دريا نمى [ ريزند ] . . . « اصلاحات ارضى » شده ! گندمها ديگر تو دريا ريخته نمىشود ،

--> ( 1 ) - اشاره به يكى از حضار .