السيد الخميني
270
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
رأس تمدن بزرگ واقع شده كه فرهنگ بايد يك فرهنگى باشد موافق با تمدن ؛ و فرهنگ ما وقتى كه ملاحظه مىكنيد يك فرهنگ وابستهء غير مترقىِ منحط كه جوانهاى ما را نگذارند يك قدم بالاتر از يك حدى - تا يك حدى - يك قدم بالاتر بروند . در ايران كه اين طور است هيچ ، اين جوانهاى ما كه آمدهاند در خارج : همين ديروز پريروز ديشب ، كىْ ، چند تايشان - جوانهاى خوبى - آمدند اينجا تو اين اطاق پيش من گفتند كه ما در فلان مملكت - كه حالا ديگر يادم هى زياد نمىماند - ما در آنجا تحصيل مىكنيم لكن به ما چيزى نشان نمىدهند . ما همان جا هستيم به اسمْ ! گفت ما تحصيلاتمان در ايران به يك حدى بود ، اينجا كه آمديم ما را در حد پايين تر الآن دارند استعمال مىكنند ! در حد پايين تر ! و ما همين طور اينجا هستيم بى خود . و شما اجازه بدهيد كه ما برويم به ايران ، آنجا بلكه يك كارى انجام بدهيم ، يعنى كارى با برادرانمان انجام بدهيم . جلوههايى از فرهنگ وابسته در ايران بنا بر اين بوده است كه يك فرهنگ وابسته ، فرهنگ « وابسته » به معناى اينكه يك فرهنگى داشته باشيم ما ، دانشگاه داشته باشيم ، نگويند دانشگاه نداريم ، دانشكده ، دانشگاه ، دانشسرا ، همهء اين الفاظِ موافق با فرم تمدن ، الفاظش را داشته باشيم لكن محتوا نداشته باشد كه صورتْ شبيه تمدن ولى تو خالى ! از اولى كه مدارس در ايران - مدرسهاى كه مىخواسته كه يك رشدى بكند - در ايران تأسيس شده - از اول اين طور بوده منتها به اين فساد نبوده - از اول اين طور بوده كه بنا بر اين بوده است كه نگذارند يك فرهنگ به معناى واقعى در ايران تحقق پيدا بكند ؛ براى اينكه آنها مىدانستند كه اگر يك فرهنگ حقيقى واقعى و يك تحصيلكردههاى صحيح در ايران پيدا بشود ، مزاحمت خواهند كرد ؛ با مقاصدى كه آنها دارند و با منافع آنها ، كه منافعشان چپاول كردن مال اين ملت است ، مزاحمت دارد . اينها از اول نقشه را جورى كشيدند كه اين فرهنگْ يك فرهنگ كه قابل اين باشد كه اين جوانهاى ما را ترقى بدهد و يك جوان فرهنگى صحيح بار بياورد ، از اين مانع شدند . و حالا ديگر به آن شكوفايى ، مسألهاى كه آنها خواستند ، درآمده كه اصلش هيچ فرهنگ ما صورت فرهنگ به معناى واقعى ندارد ؛ و جوانهاى ما را