السيد الخميني
224
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
باشيم ؛ ما در مملكتمان استقلال مىخواهيم ، آزادى مىخواهيم . بچههاى ما هم دارند داد مىزنند اين معنى را ؛ پيرمردهايمان دارند همين معنا را مىگويند ؛ نمىشود با يك همچو ملتى با سرنيزه [ مقابله ] كرد . نه حكومت نظامى جلوى اين ملت را ديگر مىتواند بگيرد و نه ، عرض مىكنم حكومت غير نظامى ؛ اصلًا نمىشود . نه كارتر مىتواند بگيرد ، نه ، عرض مىكنم كه كرمليننشينها مىتوانند اين كار را بكنند ؛ نمىشود اين معنى . اينها همين طور مىگويند ؛ براى اينكه با گفتن مىخواهند شما را از دم ، در كنند « 1 » و الّا عمل نمىكنند كه بيايند هجوم بياورند . اينها هر كدام منافعى دارند ؛ منافع بين المللى و اين چيزها را دارند ؛ كه نه او جرأت مىكند از ترس اين ، يك قدم جلو بيايد و نه اين جرأت مىكند از ترس او يك قدم جلو بيايد . « 2 » اينها هر كدام از هم مىترسند ؛ لكن خوب ، اين حرفها را حالا مىزنند براى ترس ما . آن وقت هم يك آخوند « 3 » ايستاد و گفت « نه » . منتها خوب ، مردم همراه نبودند ؛ مجهز نشده بودند مردم . تبليغات جورى كرده بود « 4 » كه آخوند را سوار اتومبيل نمىكردند ، خدا مىداند . مرحوم حاج شيخ عباس تهرانى - رضوان اللَّه عليه - گفت كه در عراق « 5 » من مىخواستم سوار اتومبيل بشوم ، شوفر گفت ما دو تا طايفه را سوار نمىكنيم ، يكى آخوندها را و يكى فاحشهها را . وضع آخوند اين جور شده بود آن روز ؛ يعنى اين جور كرده بودند ؛ جدا كردند اينها را از ملت . رضا خان هر كارى خواست كرد . آن آخوندها هم ، آقايان هم قيام كردند ، چند تا قيام كردند ؛ لكن ملت از باب اينكه گول خورده بود نتوانست ، همراهى نكرد ؛ آنها هم لشكرى نداشتند . الآن هم پشت سر هم تبليغات هست ؛ تبليغ پشت سر تبليغ . فلانى در قصر ييلاقىِ آنجا هست و جوانها مىروند پيش او در قصر ييلاقى ! [ خندهء امام ] ، اين قصر ييلاقى ماست كه نداريم يك اطاقى كه
--> ( 1 ) - بيرون كنند . ( 2 ) - امريكا و شوروى . ( 3 ) - آقاى سيد حسن مدرس . ( 4 ) - رضا خان . ( 5 ) - اراك ، در مركز عراق عجم .