السيد الخميني
222
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اينها مىگويند آخوندها مفتخورند ! اين آخوندى كه حالا دارد مفتخورى مىكند ، در اين حُجُرات مدرسه آن زندگى را دارند : چهار تا كتاب و يك گليم و نمىدانم چه . آنهايى به اينها مىگويند مفتخورند كه خودشان داراى كذا و كذا هستند . اين آخوندها تنبل هستند ! اين آخوندها تنبل هستند كه هفتاد سال پشتكار دارند ، يك كار را انجام مىدهند تا آخر براى حفظِ عرض مىكنم ملت خودشان و حفظ ديانت خودشان ، يا آنهايى كه هر روز دارند دور مىگردند براىِ عرض مىكنم بىعارى كردن ؟ اينها دارند به اينها مىگويند تنبل هستند ! همهء تبليغات براى اين است كه آخوند را از نظر ملت بيندازد ؛ اين قدرت را از اين ملت بگيرد ؛ آن قدرت اسلام را كه بالاى سر همهء قدرتهاست از دست [ ملت ] بگيرد ؛ اين قدرت كسانى كه مروّج اسلام هستند ، اين قدرت را هم بگيرد . وقتى كه اين دو تا قدرت را گرفت ، سرِ صبر ، محمد رضا هر كارى دلش مىخواهد بكند ، يكى نگويد « چرا ؟ » . مقاومت مدرس در برابر رضا خان و استعمارگران آن روزى كه رضا شاه آمد و آن همه كارها را كرد ، باز يك آخوند بود كه توى مجلس ، به اسم مدرس - رَحِمَهُ اللَّه - مقابلش مىايستاد و مىگفت كه « نه » . هيچ كس نبود ؛ مدرس بود ، و چند نفر هم كه اطراف او بودند . ديگر در تمام مملكت هيچ قدرتى در مقابل او نمىايستاد . مدرس يك آقاى عمامهاى ، ملا ، متقى و با يك پيراهن كذا و عباى كذا و تنبان كرباسى ، كه شعر آن وقت برايش گفتند كه تنبانْ كرباسى - قدردانى از او كردند و شعر برايش گفتند - انتقاد از او كردند ، اين ايستاد در مقابل رضا شاه و « نه » گفت . آن وقتى كه التيماتوم كرد روسيه به ايران - كه در يك قضيهاى بود كه من حالا يادم نيست - التيماتوم كردند و لشكرشان هم حركت كرده بود ، آمده بود تا فلان جا ، آوردند به مجلس كه ، التيماتوم را آوردند به مجلس كه وكلا [ تأييد ] بكنند ؛ خوب ، لشكر روس است و بناست بيايد و التيماتوم كرده و اگر فلان كار را انجام ندهيد چه خواهيم كرد ! تنها كسى كه ، اين را خود آنها نوشتند كه وكلا همه نشسته بودند و هيچ حرفى نمىزدند و قدرت اينكه كارى بكنند [ نداشتند ] ، خوب چه بكنند ؛ نوشتهاند يك سيد ، يك معمم ،