السيد الخميني
216
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
طبقهء سوم و از اين فقرا ، و اينها قيام مىكردند در مقابل سلاطينشان ؛ مثل حضرت موسى - سلام اللَّه عليه - در مقابل فرعون . يك مرد شبانى با يك عصايى قيام مىكند و مردم را دعوت مىكند ، و مىرود سراغ فرعون و فرعون را مىخواهد دعوت كند براى اينكه او را آدمش كند ؛ اين جور نبوده است كه از فرعون ؛ بَعْث شده باشد موسى براى تخدير توده ! از توده پيدا شده است ؛ يعنى خدا از توده انتخاب كرده اين را در مقابل قدرت فرعون ؛ و هكذا ساير انبيا - عليهم السلام - و آنهايى كه ما اطلاع از آنها داريم اين طور بودهاند . پيغمبر اكرم كه ديگر نزديك به ماست ، نسبت به آنها ؛ و اطلاعمان از تاريخ آن بيشتر است ، و جنگهايى كه او كرده ، همه معلوم است كه چند تا جنگ كرده و با كى جنگ كرده . جنگها همه با اشخاص ظالم و متعدى و قلدر بوده است ؛ پس اين منطق كه اسلام يا ساير اديان از مخدرات است ، اين منطق اجانب است كه مىخواهند مال شما را بخورند ؛ مىخواهند ما را از قرآن منفصل كنند تا اينكه پشتوانهاى نداشته باشيم ؛ مثل قدرت قرآنى پشت سر ما نباشد و ما متفرق بشويم و هر كسى يك چيزى بگويد و تبليغات آنها اثر بكند و جوانهاى ما را منحرف كند و اسباب اين بشود كه آنها مشغول كارشان بشوند . جنگ پيامبر ، حضرت امير و علما با طاغوتها وقتى مىآييم سراغ آنهايى كه دين را تبليغ مىكردند ، مثل خود پيغمبر ، حضرت امير ، سلام اللَّه عليه ، خلفاى پيغمبر ؛ يعنى خلفاى صورى پيغمبر تا آن وقتى كه باب خلافت توى كار بود و به سلطنت نرسيده بود ، « 1 » بعد از آن علماى اسلام ، شما اگر تاريخ را ملاحظه كنيد ، هميشه جنگ ما بين اين طايفه و قلدرها بوده ؛ هيچ وقت همچون نبوده است كه اينها ساكت بنشينند ؛ منتها به مقدار قدرت و به مقدارى كه عرض مىكنم ، توانايى داشتند و كم بوده است توانايى شان ؛ آن هم البته عللى داشته است كه نقصى ، نقيصههايى در كار بوده . مبارزات علما با رضا خان و ما در زمان خودمان ، در اين مدتى كه خودمان مشاهده كرديم ، قيامهايى از همين
--> ( 1 ) - معاويه خلافت را به سلطنت موروثى تبديل ساخت .