السيد الخميني

208

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

ايران ؛ جيش ايران بىاطلاع هست از اينكه اينها چه جورى [ است و ] اصلًا براى چه ، به چه درد مىخورد ؛ اين را خود كارشناسهاى آنها مىدانند . يك آدمى است كه اقتصاد مملكت ما را به هم زده است . از آن طرف ، نفت ما را دارد مىدهد به غير و ما بعد از چند سال ديگر ، نه نفت داريم و نه مخازن ديگر ، اگر اين بماند . از آن طرف ، زراعت ايران را به اسم « اصلاحات ارضى » از بين برده است و بازار درست كرده است براى امريكا ، كه ما همه چيزمان احتياج به خارج دارد كه اگر يك دفعه جلوى اين را گرفتند [ يا ] بگيرند ؛ ايران مىماند بدون آذوقه ، اگر از خارج نياورند . اين [ شاه ] اگر چند سال ديگر بماند ، نفت تمامش برود ، زراعت [ را ] هم كه از بين برده ؛ اين نسل آتيه با چه زندگى بايد بكنند ؟ چه چيز دارند كه زندگى بكنند ؟ هيچ چيز ندارند . فرهنگ سترون و غير مستقل اين راجع به اقتصاد مملكت ما . راجع به فرهنگ ما ؛ يك فرهنگى كه نمىگذارند ، دست غير نمىگذارد كه اين اولاد ، اين اولادهاى ما تحصيل بكنند و خوب تحصيل بكنند . مانع هستند از اينكه تحصيل بكنند . الآن دادِ همهء معلمها و شاگردها و همه درآمده كه « ما مىخواهيم مستقل باشيم ، ما مىخواهيم خودمان اداره بكنيم كار خودمان را ؛ نمىگذاريد شما كه ما زندگى بكنيم » . فرهنگ را مأمورند كه عقب نگه دارند ؛ نگذارند انسان پيدا بشود ، نگذارند يك آدمهاى تحصيل كردهء صحيح مستقل پيدا بشود كه مستقل فكر كند . مىخواهند نگذارند كه نسلى پيدا بشود كه مستقل فكر بكند و زمام مملكت را آنها بخواهند دست بگيرند ؛ بايد حتماً يك اشخاصى باشند انگل ، مربوط به سياست امريكا و انگلستان و شوروى ، تا اينكه اينها بتوانند استفاده‌هاى خودشان را بكنند ! پس ما فرهنگ هم الآن نداريم . هم فرهنگ ما را از بين برده ، هم اقتصاد ما را از بين برده ؛ ما چه داريم ديگر ؟ ارتش وابسته وقتى كه به ارتش نگاه مىكنيم ، ارتشى است تحت فرمان مستشارهاى امريكا ؛ ما ارتش داريم ؟ ! ارتشى كه استقلال ندارد ، ارتشى كه خودش نمىتواند يك كارى را انجام