السيد الخميني

181

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

صحبت رفاقتى مثلًا بكند ، اين ديگر روشن نباشد ، خودش هم دستگاه و بارگاهش اين مسجد است ؛ توى اين مسجد مىآيد مىنشيند ، همه مىآيند حرفهايشان را به او مىزنند ، از مسجد هم لشكر درست مىكند ، مىفرستد به اين طرف و آن طرف براى ، عرض مىكنم پيشرفت اسلام ، لكن زندگىاش همان است كه عرض كردم كه يك پوست هست و يكوقتى كه شبِ مردنش ، شب شهادت حضرت ، وقتى كه مهمان بود منزل دخترش ، نمك آورد و شير ؛ گفت : تو چه وقت ديده بودى كه من - به حسب نقل - دو تا چيزِ همراه بخورم ؟ رفت نمك را برداشت ؛ فرمود كه به جاى نمك ، شير را بردار ؛ نان با نمك خورد . اين سلطان حجاز و ايران و سوريه و لبنان و عراق و ماوراى اينها ، اردن و امثال ذلك . اين شب آخر زندگى ايشان در حال آن قدرتمندى . ايشان ، خواهر بزرگوارِ اين آقا ( ؟ ) خواهر جنايتكار اين جنايتكار ، پنج ميليون دلار خرج گلكارىِ - نوشته بود خرج گلكارى اين ويلايى كه ايشان تهيه كرده است در خارج ! ديشب هم كه در يكى از روزنامه‌هاى اينجا من خواندم كه نوشته بودند ، آورده بودند ، شب چهارم آبان شاه خودش با فرح جشن گرفته ! براى اينكه ديگران كه از خانوادهء او بودند همه رفته‌اند ، پولها را برداشتند و رفتند ! مال اين ملت رفت به امريكا ؛ و چند روز پيش از اين هم گفتند كه از ايران تلفن كرده بودند كه يك طياره پرِ جواهرات - جواهرات سلطنتى - را نقل كردند به امريكا . حالا كه ايشان احتمال رفتن مىدهد ، دارد چپاول مىكند اين ملت را ؛ دارد مىبرد . حكومت اسلامى : نبود هرج و مرج و غارت ما كه حكومت اسلامى مىگوييم [ يعنى ] اين هرج و مرج نبايد باشد ، به ما مىگويند كه شما حكومت اسلامى مىخواهيد بكنيد ، مىخواهيد كه اصلًا چرخ اين مملكت را بخوابانيد ! اين غلط است مىگويند ، اينها تبليغات باطل است . ما چرخها را به راه مىخواهيم بيندازيم . الآن چرخهاى مملكت طرف اروپا دارد حركت مىكند ؛ نفتهاى شما الآن به اروپا و امريكا دارد مىرود . ما مىخواهيم جلوى اين گرفته بشود ؛ يك مقدار عاقلانه‌اش فروش برود ، آن هم ارز دست ما بيايد ، نه اينكه نفت ما را ببرند و پايگاه براى