السيد الخميني

179

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نقل مىكنند و تاريخ دارد - شبها مىانداختند و خودشان و همسرشان روى آنجا مىخوابيدند . روزها همين پوست گوسفند را علف مىريختند رويش براى آن شترشان كه علف بخورد ؛ اين حكومت اسلام . حضرت امير - سلام اللَّه عليه - با دست خودشان ، كلنگ خودشان ، قنات درست مىكردند . در تاريخ هست همان روزى كه بيعت كردند با حضرت امير به خلافت ، آن هم خلافتى كه دامنه‌اش اين قدر زياد بود ، همان روز بعد از اينكه بيعت تمام شد ، ايشان بيل و كلنگش را برداشت رفت سراغ آن كارى كه مىكرد ؛ كار مىكرد . آن وقت كار كه مىكرد ، نه اينكه كار مىكرد ، براى استفادهء خودش كه حالا درآوَرَد يك قنات داشته باشد ، وقتى كه آب زد بيرون ، مثل چيز [ خون ] شتر زد بيرون ، آن وقت قلم و كاغذ را گرفت وقفش كرد براى فقرا ؛ و براى مثلًا چيز [ استفادهء فقرا ] وقف كرد . ما يك همچو حاكمى مىخواهيم . ما كه اين قدر زحمت مىكشيم و فرياد مىزنيم و ملت اسلام را دعوت مىكنيم ، دعوت مىكنيم كه ما يك حاكمى مىخواهيم ، يك سلطانى مىخواهيم كه خيانتكار نباشد . داشت حساب بيت المال را مىكرد ، حساب زكات و چيزهايى كه ، مالياتهايى كه به بيت المال بايد مردم بدهند ، مىكرد ؛ چراغ روغنىاش - آن وقت چراغ با روغن مثل اينكه روشن مىشده - اين پيه سوزشان به اصطلاح ما ، اين چراغ روشن بود و حضرت مشغول نوشتن حساب بود ؛ يك كسى آمد - به حَسَب آن چيزى كه نقل شده است . « 1 » يك كسى آمد با حضرت صحبت بكند ، حضرت آن چراغ را خاموش كرد شروع كرد ؛ گفت آن وقت كه اين روشن بود براى حساب بيت المال مسلمانها بود ، حالا تو مىخواهى با من صحبت كنى ، مربوط به اين نيست ، من چراغ را خاموش كردم ؛ مال مردم ، مال بيت المال است ، من حق ندارم . چگونگى نظام اسلامى حالا شما ملاحظه كنيد كه اين رئيس جمهورها چه مىكنند ؛ اين سلاطين چه مىكنند . ما از آنها اطلاع نداريم ، برگرديد ايران را نگاه كنيد . برگرديد ببينيد كه اين آقا كه حالا اين

--> ( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ؛ ابن شهر آشوب ، ج 2 ( فى المسابقة بالعدل و الامانة ) .