السيد الخميني
130
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
ملتى را رسانديم تا آنجايى كه دارد حالا خاضع مىشود و دارد گورش را گم مىكند برود ، ما حالا مهلتش بدهيم كه بعدها ، بعدها يك قدمى برداريم ؟ الآن بايد اين [ را ] چاره كرد ، الآن بايد قطع كرد اين ريشه را . ما همهمان بايد شركت كنيم در اين مطلب ، همهء قشرهاى ملت بايد شركت كنند در اين مطلب . اگر كسى در اين مطلب موافقت با ما نكند ، اين سوء نيت يا دارد يا آدم نفهمى است ، جاهلى است ؛ آنكه جاهل است بايد به آن حالى كرد ؛ آن كس كه سوء نيت دارد بايد به او تشر زد كه اين ، دست بردارد از اين [ انديشه ] . خيانت است به يك ملتى كه خون داده است حالا ما بگوييم كه خير ، ما اين قدم اولمان كه برداريم كه ايشان حالا سلطان باشد و يا اين برود و فرح خانم سلطان مملكت ما بشود و شوراى مملكتى ، شوراى سلطنتى پيدا بشود و بعدش ، آن وقت بياييم قدم دوم بگوييم : نه ، او هم باشد ! آقا ، همين حالا بايد اين كار را كرد . اين اشتباه است . همين حالا ، همين حالا بايد اين ملت تا اينجا كه رسانده ، حركت بدهد و همين طورى كه مثل سيل دارد پايهها را يكى بعد از ديگرى مىريزد ، همهء پايهها را بريزد تا اين برود ، اين خيانتكار برود ؛ و ما دنبال اين مطلب ؛ يعنى همين حالا حرف ما اين است كه بايد تمام دستهايى كه در اين مملكت ، قدرتمندى كردند و با قدرتمندى دارند ذخاير ما را مىبرند ، اينها تمام بايد قطع بشود . اين دستها بايد قطع بشود و كنار بروند . مملكتْ مملكت ماست و ما خودمان مىخواهيم اداره كنيم مملكت را ؛ مستشار امريكايى ما نمىخواهيم كه يكى گاز ما را ببرد و آن يكى - عرض مىكنم كه - نفت ما را ببرد و آن يكى مرتع ما را ببرد ؛ و آن يكى جنگل ما را ببرد . چه براى مملكت ما باقى گذاشته اين آدم ؟ قطع ريشهء ظلم حرف ما اين است . و اين حرف ، حرف من نيست آقا كه من بگويم حقى مال من است و اين حقم را گذشتم ؛ اين حقْ حق الهى است ؛ اين حكمْ حكم خداست . مسأله ، تكليف شرعى الهى است ، كسى نمىتواند تخلف بكند ، نبايد تخلف بكند . يك كسى كه سر تا پايش ظلم است بايد قطعش كرد . اين ريشه را بايد قطع كرد . اين - مسلمين را دارد