السيد الخميني

118

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىشوند ؛ و كم كم اين يك موجى مىشود طرفدار شما ، طرفدار ملت شما ، و كار از آن مىآيد . اين يك مطلب با ارزشى است براى ما ، و يك تكليفى است براى ما كه ما رفقايمان ، برادرهايمان ، در ايران دارند جوان مىدهند ، در دانشگاه كشته مىدهند ، خون مىدهند ، در بازار و در بيرون ، و در مساجد ، شما لا اقل اين زحمت را براى آنها بكشيد ، اين كمك را به آنها بكنيد كه با صحبت كردن بتوانيد مطبوعات را توجه به اين سير بدهيد ؛ مجلات را ، مطبوعات را [ متوجه بكنيد ] ؛ آنها هم پى حرف تازه مىگردند . پيدا بكنيد ، همه روزه اخبار را [ در ] دسترس آنها بگذاريد بلكه ان شاء اللَّه يك موج زيادى در اينجا پيدا بشود ، [ موج ] بزرگى در اينجا پيدا بشود و خود اين مطلب كار شما را آسان كند و اين سد را از سر راه اين مسلمانها بردارد ؛ و بعد ان شاء اللَّه مسائل ديگر پيش بيايد و ما ان شاء اللَّه نقشهء يك حكومت عادل شريف [ را طرح كنيم كه ] به درد اين مستمندها برسد ، نه اينكه حكومت براى بزرگها باشد و براى دولتمند [ ها ] ؛ حكومتى باشد كه به درد اين مستمندها ، اينهايى كه نه آب دارند و نه برق دارند [ برسد ] . تصاويرى از فقر و فلاكت مردم آقا ، شما شايد بىاطلاعيد خيلىتان ، من اطلاع دارم كه - با من روابط بعضى از اين دهاتِ اطراف دارد و اطراف شيراز و آنجاها - كه بعض دهاتش هست كه آب خوردنى ندارند ؛ از يك فرسخى بايد بروند از يك آب انبارى كه آب جمع شده است در آن از زمستان به واسطهء بارانها ، از آنجا آب بياورند براى اين بچه‌هايشان بخورند . از ما اذن مىگرفتند و خودشان هم پول مىدادند ، رويش مىگذاشتند ، اذن مىگرفتند كه يك آب انبارى براى اهل ده درست كنند كه اينها يك فرسخ لا اقل زن و بچه شان نروند براى آوردن آب . اينها مىگويند « مملكت مترقى » ! و « ترقى » شان اين است كه مىبينيد . آزادىاش هم اين است كه شما مىبينيد ؛ در حالى كه مملكت آزاد ، آزادمردان و آزاد زنان در زمان ايشان ! آزادمرد و آزادزن ! ديديد كه نه مردى آزاد است و نه زنى آزاد است و نه بچه‌اى آزاد است ، و هم بچهء كوچك را مىكشند ، هم مرد بزرگ را مىكشند ؛ و اين طور است كه مىبينيد .