السيد الخميني
113
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مع ذلك اين كار را سرِ ما آورد كه جواهرات سلطنت را چندين چمدان حمل كردند و آن هم [ از دست رفت ] . امروز تلفن كردند [ در مورد ] اينكه ايشان « 1 » جواهر سلطنتى و جواهرهاى سلطنتى ، طلاهاى سلطنتى را . . . ، فرستادند براى امريكا . حالا گير ايشان بيايد يا گير مملكت امريكا بيايد ، اين را ما نمىدانيم . از جيب ملت ما رفت . ملت ما نشد كه جلويش را بگيرند . اينها نبايد بگذارند خودش برود ؛ اين آدم قاچاق [ را ] نمىشود جلويش را گرفت ؛ اين را بايد نگهش دارند و ازش بگيرند اين چيزها را ان شاء اللَّه . خريد و فروشهاى غارتگرانه و خبر دوم [ اينكه ] . . . يكى از آقايان كه مطلع بود اينجا به من گفت ؛ گفت كه ايشان تمام آن چيزهايى كه در آن جزيرهاى « 2 » كه براى قماربازى درست كرده بودند و مخارج فوق العاده كرده بودند آنجا ، بناهاى فوق العاده كرده بودند براى اينكه الواطهاى دنيا بيايند آنجا ، قماربازى بكنند ، ايشان گفت كه - كه اينها از « بنياد پهلوى » يعنى از موقوفات مردم و از چيزهاى ديگرى كه همهاش مربوط به مملكت خودمان بوده ، از اينها درست كرده بودند آنجا - ايشان گفتند كه اينها را به شركت نفت فروخته و پولش را هم گرفته . اينها الآن دارند مىبينند كه نزديك است بروند سراغ كارشان ، دارند ماليهء اين مملكت را [ مىبرند ] ، تا حالا هر چى خوردند ، خوردند و هر چى بردند ، بردند ، حالا هم تتمهاى كه مانده ، دارند حمل مىكنند براى جاى ديگر . مملكت ما يك همچو وضعى الآن دارد ؛ و بعضى آقايان مىگفتند بگذاريد خودش برود ، هر كارى مىخواهد بكند ، اينها را ببرد ، مىارزد به اينكه خودش برود ، و اينها را هم بر فرض اگر ببرد ، مىارزد . قيام همگانى با اراده خدايى الآن ملت ما قيام كرده است و قيام بىنظير . من نمىگويم كم نظير ، قيام بىنظير در تاريخ ايران . شما در تاريخ ايران سراغ نداريد يكوقتى همهء [ جمعيت ] مملكتى راجع به
--> ( 1 ) - محمد رضا پهلوى . ( 2 ) - كيش .