السيد الخميني

94

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نمىخواهيم اين را . رفراندم از اين بهتر ؟ يك مملكت دارد مىگويد : من نمىخواهم اين را . خوب ، امريكا چه مىگويد ؟ مملكت خودمان است ، نمىخواهيم اين را ؛ يكى ديگر . [ اين ] برود ، به شما ربطى ندارد . ما خودمان تعيين مىكنيم . مقدرات هر مملكت دست خود افراد است ؛ خود مملكت است . ما اين را نمىخواهيم ، برود . ما خودمان يكى را تعيين مىكنيم . اين مقدرات ما روى موازين ، روى موازين عقلى و عقلايى ، روى قوانين ، دست اشخاصى كه بايد باشد ، باشد . در هر صورت ، وظيفهء ما كه الآن اينجا هستيم و شما كه در خارج كشور هستيد و هستيم ، اين است كه كمك كنيم به ايرانىها . ايرانى قيام كرده است ، نهضت كرده ؛ يعنى الآن پانزده سال از عمر نهضت مىگذرد ، لكن يك سال است كه اين قوى شده است ؛ يعنى درست فعاليت دارد مىكند و الآن يك تاريخ حساسى را ما داريم مىگذرانيم . شايد ايران همچو تاريخى نداشته باشد ؛ يك همچو حساسيتى در تاريخ ايران نباشد ، به اين وضعى كه الآن ايران در آمده است ؛ يعنى به اين وضعى كه بچهء هفت - هشت سالهء دبستانىاش تظاهر كند و بگويد كه ما نمىخواهيم شاه را . مرگ بر شاه ! بچهء اين قَدَرى ، كه آن وقت بگيرند بكشند او را . اين را مىكشند ، باز آن بچهء بعدىاش هم مىآيد همين حرف را مىزند ؛ آن بزرگترش هم كه همين حرف [ را مىزند ] ؛ دانشگاهش هم كه همين حرفهاست . توى مدارس علمى هم به روى همين حرفهاست ؛ توى مدارس قديمه‌اش هم برويد همين حرفهاست ، جديدش هم برويد همين حرف است . هر جا به روى الآن اين صحبت است . توى بازار هم مىروى همين حرف است ، توى مسجد هم مىروى همين حرف است . ما نداشتيم يكوقتى كه ايران در يك مطلبى ، اين طور اتفاق كلمه داشته باشند . نه ، من يادم نيست ، تاريخ يادش نيست ؛ نه ، تاريخ ايران يادش نيست ؛ تاريخ هيچ جا يادش نيست كه اين اتفاق كلمه‌اى كه همه بگويند كه ما نمىخواهيم [ باشد ] . شما اين را بدانيد كه اگر اين سرنيزهء امريكا برداشته بشود ، ارتش هم نمىخواهند او را ؛ اما سرنيزه امريكا ، امريكا پشت سر ايستاده . همهء مصيبت ما زير سر امريكاست . اگر اين سرنيزه را بردارد ، ارتش هم اين را نمىخواهد . هيچ كس اين را نمىخواهد . خوب ، يك همچو