السيد الخميني
36
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مسيحيت در آورد [ ند ] ما در محيط خودمان هم نمىتوانيم ، در محيط خودمان هم نمىتوانيم احكام اسلام را آن طورى كه هست عرضه بداريم . ما مباحثاتمان از حدود كتاب « طهارت » و كتابِ - عرض مىكنم كه - « خمس » و كتاب چه و چه ، از اين حدود تجاوز نمىكند . سياست اسلام را بحثْ ديگر نمىكنيم از آن ؛ حدود اسلامى ديگر بحث از آن نمىشود . اجرا نشدنْ غير آن است كه نبايد عرضه داشت به دنيا ؛ بايد عرضه داشت آقا . اين يك مطلبى است كه بايد دنيا بفهمد كه اسلام برنامه دارد . اسلام براى همه چيز ، براى همهء زندگيها ، برنامه دارد . اين را كى بايد معرفى كند جز علماى اسلام ؟ علماى اسلام - كثّر اللَّه أمثالهم - با همهء زحمتهايى كه مىكشند ، با همهء رنجهايى كه مىبرند لكن مسئوليتشان زيادتر از اين معانى است . خداى تبارك و تعالى به آنها عزت داده است ، به آنها عظمت داده است ، ديگران را تَبَع آنها قرار داده است ، ملت را تابع آنها قرار داده است ؛ اينها همه مسئوليت مىآورد ؛ همان طورى كه رسول اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - مسئوليت داشت و قيام كرد بر مسئوليت خودش ؛ قيام كرد به مسئوليت خودش . بايد قيام كرد به مسئوليت ؛ بايد اسلام را آن طورى كه هست ، نه آن طورى كه حالا در دست مثلًا چهار تا فرض كنيد مقدس مآب فقط كتاب مفاتيح است ، و عرض مىكنم كه بايد آن طورى كه هست احكام اسلام را معرفى كرد . گفت به دنيا كه ما يك همچو كالاى بزرگى داريم ، يك همچو قوانين مترقى داريم ؛ محتاج نيستيم به اينكه در قوانين به كسى ديگر مراجعه كنيم ؛ در هر بابى از ابوابْ قانون داريم ما . اسلام تكليف معين كرده است ، قانون معين كرده است ؛ مسلمين محتاج نيستند به اينكه در قوانين تبعيت از غير بكنند . الآن جوانهاى ما ، اين جوانهاى دانشگاهها ، چه در اينجا ، چه در ايران ، چه در ساير ممالكى كه هستند ، اينها نمىدانند كه اصل اسلام چه چيز است يا اصلًا مطلع نيستند كه اسلام يعنى چه . اسلام را غير از يك نمازى و غير از يك - عرض مىكنم كه - طهارات و امثال ذلك ، چيز ديگرى ادراك نكردند ؛ و اعتقاداتشان اين است كه خوب ، ما اگر چنانچه بخواهيم مسْلم بشويم و به اسلام عمل كنيم چيزى ندارد كه عمل كنيم . مىگويند اين را ، براى اينكه اسلام معرفى نشده است . اين حرف ، اين مطلب را مىگويند