السيد الخميني

392

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نامه [ به آقاى سيد احمد خمينى ( تذكراتى راجع به كتابخانهء قم ) ] زمان : ؟ مكان : نجف موضوع : تذكراتى راجع به كتابخانهء قم مخاطب : خمينى ، سيد احمد بسمه تعالى احمد عزيز ظاهراً راجع به مكتوب طلبى نداشته باشيد ، « 1 » نه شما و نه خانم ! « 2 » ان شاء اللَّه سرگرمى به امر خير داريد . اميد است با سلامت و قرين سعادت باشيد . نمىدانم چه شده است در كتابخانه رفته‌ايد . آيا طلبه‌ها نبوده‌اند يا آنها را خارج كرديد ، مرقوم داريد . خيلى بعيد به نظر مىرسد كه به آنها پيشنهاد تخليه كرده باشيد . در هر صورت آنجا بايد طلبه‌ها باشند و شماها منزل پيدا كنيد و خارج شويد و اين امر را تكرار نكنيد . « 3 » راجع به امور داخلى به آقايان نوشته‌ام ولى گمان ندارم اين امر به سامان برسد . در هر صورت مهم نيست و شما خيلى به اين امر اهميت مىدهيد ، در صورتى كه چنين نيست ؛ بشود يا نشود خيلى فرق ندارد . آنچه مهم است آن است كه شما مشغول تحصيل و تحقيق باشيد . اگر تأليفى داريد بفرستيد استفاده كنيم . ان شاء اللَّه موفق باشيد . به خانم و بچه‌ها و معصومه خانم « 4 » سلام برسانيد . عجالتاً نه وقت بيش از اين است و اگر كاغذ زياد شود شايد هيچ نرسد . و السلام . پدرت

--> ( 1 ) - كنايه به اينكه چرا نامه نمىنويسيد ؟ ( 2 ) - همسر امام خمينى . ( 3 ) - آقاى سيد احمد خمينى در اين باره چنين اظهار مىدارد : « به حضرت امام گزارش دروغ داده بودند كه من طلبه‌ها را خارج كرده‌ام . ايشان چون با روحيهء من آشنا بودند اين گزارش را قبول نكردند و با ديدهء ترديد در نامه ذكر كرده‌اند . اصل ماجرا دروغ بود و يك لحظه من در كتابخانه زندگى نكردم . كتابخانهء امام در قم روبروى مدرسهء حجتيه بود كه ساواك با حمله به آنجا تمام كتابها را به يغما برد و آن را تعطيل كرد . بعداً حدود دوازده طلبه را به آنجا آورديم . امام كتابخانه را فروختند و آنجا تبديل به درمانگاهى با نام عترت قرآن ( و يا قرآن و عترت ) شد كه هنوز هم هست » . ( 4 ) - خانم معصومهء حائرى ، همسر آقاى سيد مصطفى خمينى .