السيد الخميني

359

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

تشكيل بشود . قضيهء معاويه از چيزهايى بود كه با دست سابقين ، آن مشايخ سابق ، اين زحمت براى مسلمين و اسلام پيش آمد . اين اختلاف داخلى كه بدتر از هر نحو اختلافى بود پيش آمد و حضرت امير - سلام اللَّه عليه - مبتلا شد به اين اساسى كه آنها درست كرده بودند . و بعد از ايشان هم حكومت از صورت اسلامى به كلى خارج شد و به صورت مَلِكُ الملوكى يا شاهنشاهى بيرون آمد . و تا آخر هم ، تا حالا هم اسلام به خودش يك حكومت اسلامى [ نديد ] ، مگر يك چند صباحى كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - بعد از رسول اللَّه و بعد از آن حرفها متصدى امر شدند ؛ آن هم با آن همه گرفتاريهايى كه پيدا كرد : گرفتارى جنگ جمل ، گرفتارى صفين ، گرفتارى جنگ خوارج - آن همه گرفتاريها كه بود . مع ذلك اين چند صباحى كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - حكومت كردند و برنامهء حكومتى خودشان را تعيين كردند ، همين چند صباح هم ، براى مسلمين و براى اسلام يك درس عبرتى شد ؛ يك مطلبى شد كه فهميدند كه اسلام يعنى چه ؛ تا اندازه‌اى - همين چند صباح . جلوه‌اى از حكومت اسلامى على ( ع ) اگر گذاشته بودند كه در پناه حكومت اسلامى ، اگر گذاشته بودند در حكومت اسلامى و در پناه اسلام ، حكومت تشكيل بشود و مردم در پناه حكومت اسلامى باشند ، اين همه گرفتاريهايى كه از براى ماها الآن هم پيش آمده است ، اينها هم - شايد - پيش نمىآمد . حاكمى كه از طرف خداى تبارك و تعالى تعيين شد از براى امت ، آن شخصى بود كه وقتى به حكومت رسيد ، وقتى كه با او جمع شدند و بيعت كردند بعد از آن خرابكاريهايى كه شده بود تا آن روز و بعد از آن مصيبتهايى كه براى اسلام پيش آوردند و تا حالا هم فسادش باقى مانده است ، آن شخصى بود كه وقتى كه به حكومت رسيد در حال حكومتش زندگىاش از جميع زندگى امثال ماها و شماها ، طلاب علوم دينيه ، امثال اين بقالها و اين كاسبها ، زندگى او پست تر بود . يك تكه نان جو بود كه در آخر عمر مباركشان ، از قرارى كه گفته شده است ، از بس خشك بود حضرت با دستشان