السيد الخميني

262

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نمىكنم . آنچه اين جانب را بسيار بسيار ناراحت كرد جُمَلى « 1 » است كه در اواخرِ مرقومْ ذكر فرموده‌ايد كه « فلان ، نردبام ترقى بود » الى آخر . البته اين جُمل در حالى نوشته شده است كه مبدأ مهمّ عصبى كارفرما بوده است ؛ لكن عواطف شما بايد غلبه كند بر اعصاب . اينكه شما مرقوم داشته‌ايد ، كانّه اين جانب را مثل آغا محمد خان قجر سرسلسلهء قاجار تصور فرموديد ! بايد جداً عرض كنم اشتباه فرموديد . نه شما در آن روزها سمت چوب بست داشتيد ، هدف مشتركى بود و تشخيص داده بوديد و عمل فرموديد - جزاكم اللَّه خيراً - و نه من به امثال شماها كه مايهء اميد و نور چشمم هستيد ، چنين نظرى داشته و دارم . من الآن در حالى هستم كه نمىتوانم بيش از اين تصديع دهم لكن شما بدانيد كه مورد علاقه اين جانب هستيد و خواهيد بود . يك جملهء ديگر نيز در مرقوم شما بود كه آن هم ناراحتم كرد و خيلى از شما تعجب كردم كه چطور پس از آن همه سوابق ، اين جانب را نشناخته‌ايد و گمان كرديد اگر شما « درس » برويد من ناراحت مىشوم . بسيار در اشتباه هستيد ! اميد است ان شاء اللَّه پس از اين به حرف اشخاص گوش نكنيد و تا تحقيق نفرماييد آن هم از خود اين جانب ترتيب اثر ندهيد . اما راجع به مصطفى ، شما و ايشان دو نفر رفيق و همسن هستيد و گله‌ها را هرطور مىخواهيد بكنيد ؛ ولى در موضوع ايشان هم هر حرفى را باور نفرماييد . ممكن است مفسدينى بخواهند بين شما و ايشان نگرانى ايجاد كنند . من مرقوم شما را به ايشان نشان ندادم و حرفى هم نزدم لكن از ايشان بىعلاقگى نسبت به شما ادراك نكردم . از جنابعالى اميد دعاى خير دارم . و آنچه مايهء دلخوشى است آن است كه چند روزى بيش ، اين حرفها نيست و نفَسى چند كه از اين جانب مانده است منقطع مىشود و حرفها تمام مىشود . و السلام عليكم و رحمة اللَّه . روح اللَّه الموسوي الخمينى

--> ( 1 ) - جمع جمله .