السيد الخميني

393

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

اسلامى نيست كه . معرفى كرديد اسلام را به جورى كه دانشجو از امريكا به من نوشته است كه دانشجوها مىگويند كه هر چه بدبختى هست از اسلام است . اى بيچاره دانشجوها ! هر چه بدبختى هست از سران اسلام است ؛ از دول اسلامى است . اسلام يك روز هم در مملكت ما عمل نشده به آن - يك روز . خدا مىداند كه اسلام ، يك روز به آن عمل نشده . خوب ، چه كنم كه ما نه وقت داريم كه صحبت كنيم ، نه حال داريم . تا هم مىخواهيم ما دو تا كلمهء اين جورى بگوييم يك دفعه مىبينيم دسته‌ها به راه افتاد و هى شركت واحد ، چهار هزار نفر مىخواهد بياورد و كى چند هزار نفر . مگر دعوا دارى آقا ؟ شركت واحد با ما ، شما شركت واحد را چاقو را از سرش بردار ، اگر همه نيامدند اينجا ؛ همه مىآيند اينجا و براى ما مجتمع مىشوند . با زورْ يك مملكتى را مىخواهيد اداره كنيد ؟ و اللَّه با زور نمىشود . يك قدرى اصلاح كنيد خودتان را ؛ يك قدرى اوضاع خودتان را درست بكنيد . حالا ما وقتى مىآييم سراغ اصلاحات ، آقايان « اصلاحات » كردند ! يكى از اصلاحات بزرگ آقايان تعطيل جمعه است ! شما ملاحظه كنيد اين مطلبى كه من عرض مىكنم ، به همهء ايران موظفيد برسانيد ، به همهء ايران موظفيد برسانيد . تعطيل جمعه - با زور - بىخواست اصناف بيچارهء گرسنه . عرض مىكنم ، كه اگر تعطيل نكنند هشتاد تومان جرم يا چند تومان جرم ، اين طور چيزها ؛ با باز بودن مراكز فساد . سينماها مجبورند باز باشند ؛ تئاترها بايد باز باشند ؛ مىگويند مراكز فساد ديگر هم بايد باشد ، من اسمش را نمىبرم ؛ ولى اينكه عرض كردم در روزنامه بود . از صبح تا عصر اينها بايد باز باشند . اصناف بسته ؛ بازار بسته ؛ فردا سراغ قم هم مىآيند . گفته بودند كه قم هم از ما خواسته‌اند ؛ همان خواسته‌اى كه تهران خواسته بودند . قم هم بيچاره‌ها خواسته‌اند . اين « خواسته » ها همه تا صبح كه چشمشان را از خواب باز مىكنند ببينند آيا كجا خواسته‌اند ؟ فوراً مىنويسند فلان خواسته ؛ آن روزنامه هم شروع مىكند به نوشتن . اين روزنامه‌ها خائنند به مملكت ما بعضىشان . يك جمعهء تعطيل و يك جوانهاى اول شباب و باز بودن مراكز فساد ؛ تهيه كردن عيش و نوش براى آنها هرطور ! بعد از ده سال ، ديگر يك جوان سالم براى اين