السيد الخميني
289
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
چه كردند ، گندش بالا آمد ، اين قدر بالا آمد كه او « 1 » هم فهميد ؛ همه فهميدند . و ديدند كه خيلى بد شد ، دنيا اعتراض كرد . 15 خرداد روى دولتها را سياه كرد . ما نمىخواستيم اين قدر روسياهى بار بيايد . 15 خرداد ننگى بر دامن اين مملكت گذاشت كه تا آخر محو نخواهد شد . تاريخ ضبط مىكند اين را . خودهاشان هم گفتند كه 15 خرداد ننگ بود ، من هم مىگويم ننگ بود ، لكن نكته را نگفتند ؛ من نكته را مىگويم . ننگ بود كه مسلسلها را ، تانكها را ، توپها را ، تفنگها را از مال اين ملت فقير به دست آوردند و به روى اين ملت فقير بستند ؛ پايمال كردند اين بيچارهها را . از اين ننگ بالاتر آيا مىشود كه انسان ، يك ملتى را اين طور پايمال كند ؟ اين بيچارهها چه كرده بودند آقا آخر ؟ چه كرده بودند ؟ مرتجع كيست ؟ ما يك سلسله نصايح كرديم ؛ نصيحت كه اين قدر بساط نداشت . ما يك مطالب منطقى 0 داريم ؛ قانونى داريم آقا . . . قانون اساسى را شما قبول نداريد ؟ پس بگويند آقاى دولت « 2 » بروند در مجلس بگويند ما قانون اساسى را قبول نداريم . خوب باز آن وقت برگردند به قهقرا ، هر جا مىخواهند . ما كه مىگوييم به قانون اساسى عمل كنيد ، ما مرتجعيم [ يا ] شمايى كه دسته جمعى مردم را حبس مىكنيد ، تبعيد مىكنيد ؟ سلولهاى شما پر است از حبسيها ، از علما ، از اساتيد ، از محترمين ، از متدينين . بندر عباس پر است از تبعيدشدگان ؛ براى اينكه اينها مىگفتند كه آقا ، خوب ما نمىخواهيم اسير باشيم ، اسير استعمار باشيم آخر چه مىگويند به ما ؟ ما مرتجعيم كه مىگوييم به قانون اساسى عمل كنيد ؟ قانون اساسى را بگذاريد زمين ، همهمان عمل كنيم ؛ اين را كه قبول داريد . ما مىگوييم به دين عمل بكنيد ، شما مىگوييد كه پيغمبر اكرم مرتجع است ، نَعوذُ بِاللَّه . در لفظ نمىگوييد ، معنايش اين است . قانون اساسى را كه قبول داريد و لو در آن وقتها زمزمه مىكردند كه
--> ( 1 ) - شاه . ( 2 ) - اشاره به رئيس دولت وقت ( حسنعلى منصور ) است .