السيد الخميني

274

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

همه در يك صف هستيم پيغمبر اسلام عرب است ؛ ما اختلاف نداريم و نبايد داشته باشيم . كوچك و بزرگ نداريم ؛ بالا و پايين نداريم ؛ مُقدم و مؤخر نداريم ؛ همه در يك صف هستيم . ما همه براى اسلام و براى خدا قيام مىكنيم و بايد براى خدا باشد ؛ نه براى دنيا . هيچ كس بر ديگرى فضيلتى ندارد . اختصاص به حوزه ندارد ؛ همه موظفند . آنها خيال كردند آيت اللَّه بروجردى فوت كرد ، اسلام هم فوت كرد . اشتباه مىكنند ؛ بد خيال مىكنند . پيغمبر و على و ساير ائمه - عليهم السلام - و ساير بزرگان از دنيا رفتند و اسلام باقى ماند . خمينى هم مىميرد . من عمرم به آخر رسيده ؛ چند روزى بيش ، از عمرم باقى نيست . شما اى طلاب واى فضلا كه جوان هستيد ، كوشش كنيد . من مىميرم ، ديگرى مىآيد ؛ ديگرى مىرود ، و ديگرى مىآيد . اسلام محفوظ باشد . دست بوسيدن و عكس و تقدم و تأخر اسم ، معنى ندارد . . . حوزهء علميه بايد به كار اسلام بخورد . اگر حوزهء علميه به كار اسلام نخورد ، بيهوده است ، مبتذل است ، واجب است بر همه و همهء خطبا و مسلمين كه مردم را مطلع كنند ؛ زيرا اصل اسلام در خطر است . در اصل كه اختلاف نيست ؛ مگر فرعى است كه اختلاف نظر داشته باشند ؟ مگر يقين دارند كه اسلام در خطر نيست ؟ هيچ كس نبايد صلاح را در سكوت بداند ، نبايد هيچ كس اين فكر را بكند . علاقهء مردم به دين من از بعضى تعصباتِ بى جا رنج مىبرم . گاهى بعضى مطالب را از طلبه‌هاى جوان مىشنوم ، سرم درد مىگيرد . عكس يعنى چه ؟ اينها موهومات است . خمينى هم اگر براى خدا كار نكند ، مردم از بينش مىبرند ؛ نابودش مىكنند . . . . [ بايد ] براى رضاى خدا ، براى دين مردم كار كرد ؛ نه براى دنيا . به خدا قسم ، آنهايى كه ساكت شدند - كه دنيا را هم از آنها مىگيرند - بيچاره مىشوند ، مردم دين مىخواهند . علما و روحانيت خدمتگزار دين هستند ؛ لذا آنها را دوست مىدارند ؛ و الّا اگر فهميدند كه براى دنياست و براى حبّ رياست است و امثال آن ، هيچ اعتنايى به آنها نمىكنند . من نمىتوانم پول را بگيرم و به طلاب بدهم ؛ ولى مردم گرسنه و بيچاره بمانند و دين از بين برود . اما اگر چنين كنم بايد