السيد الخميني

239

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

آورده است . يعنى مردم ديدند حق با حضرت على است آن وقت در مقابل بىدينها قيام كرده‌اند . حال ما چند سال صبر كرده‌ايم . در زمان پدرش هر كارى كرد هيچ كس حرفى نزد . گفته‌اند ببينيم آخر الامر چه مىشود . تا آن طور مُرد . حالا پسرش دارد لطمه به دين مىزند . بايد هر طورى است حساب او را تصفيه كنيم . از امروز به بعد ، سكوت فايده ندارد . امروز ديگر روز سكوت نيست . امروز روزى است كه بايد در مقابل لا مذهبها قيام كرد . اگر دلتان مىخواهد مملكت اسلامى ما و دين و آيين ما از بين برود به من بگوييد « 1 » . . .

--> ( 1 ) - آقاى خوانسارى سپس نامه‌اى به اين شرح به امام خمينى نوشت : « حضرت آيت اللَّه خمينى . نامهء شما و اصل شد ، بنده هم به سهم خودم از فرمايشات شما اطاعت خواهم كرد . هر طورى كه شما صلاح دانستيد من حرفى ندارم . ولى موقع نوشتن اعلاميه مواظب باشيد زننده نباشد كه دولت بدتر كند ! با زبان ملايمت اعلاميه بنويسيد ! قدرى نصيحت كنيد كه اين عمل شما خلاف قرآن است . صلاح مملكت در اين است كه اين قانون جديد را اجرا نكنيد كه مردم همگى ناراحت هستند . صلاح شاه در اين است كه اين قانونهايى را كه مخالف قرآن است عملى نكند . شاه بايستى علما را داشته باشد . مملكت بدون روحانيت نمىشود . اگر روحانيت نباشد كمونيست در مملكت ما كه شيعهء اثنى عشرى است زياد مىشود . پس شاه و دولت تا مىتوانند بايستى نظم را رعايت كنند و نگذارند مملكت ما به دست بيگانگان بيفتد كه بر ما حكومت كنند . اين روحانيون بوده و هستند كه در مقابل كمونيستها سينه سپر مىكردند و مىكنند » .