السيد الخميني

209

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

باشد كه علم نداشته باشد ، قدر علم را نداند ، تا كلاس پنج بيشتر درس نخوانده باشد ، آن هم در كرج تحصيل اجازه نامه با اعمال نفوذ كرده باشد ، نداند معناى علم چه هست ، نداند معناى ديانت چه هست ، نداند نقش روحانيت در بقاى اين مملكت چيست ، نفهمد مطالب را ؛ سربسته و چشم بسته به او ديكته كنند و بگويد و نفهمد چه مىگويد ، و بكند و نفهمد چه مىكند ديديم كه از اولى كه اين دولت بيسواد و بىحيثيت روى كار آمد ، از اولْ اسلام را هدف قرار داد : در روزنامه‌ها با قلم درشت نوشتند كه بانوان را حق دخالت در انتخابات داده‌اند ، لكن شيطنت بود ؛ براى انعطاف نظر عامهء مردم به آن موضوع بود كه نظرشان به الغاى اسلام و الغاى قرآن ، درست نيفتد ؛ و لهذا ، در اولى كه اينجا ما متوجه شديم و اجتماع شد و آقايان مجتمع شدند با هم براى علاج كار ، توجه ما در دفعهء اول منعطف شد به همان قضيه ؛ بعد كه مطالعه كرديم ديديم آقا ، قضيه ، قضيهء بانوان نيست ، اين يك امر كوچكى است ؛ قضيهء معارضه با اسلام است : منتخِب و منتخَب ، مسلمان لازم نيست باشد ، حَلْفِ « 1 » به قرآن لازم نيست باشد ، قرآن را مىخواهيم چه كنيم ؟ بعد كه مصادف شدند با تودهنى از ملت مُسْلم ، تأويل كردند حرفشان را به اينكه خير ، مراد ما از « كتاب آسمانى » قرآن است . ما هم ازشان پذيرفتيم ؛ به حَسَب ظواهر شرع ، لكن به مجرد اينكه اينها يك چند نفر عمله را دور خودشان ديدند و يك زنده باد و مرده باد را ديدند ، باز همان مطالب خبيثشان را از سر گرفتند ، همان مطلبى را كه ابطال كرده بودند دوباره از سر گرفتند : دوباره تساوى حقوق مِنْ جَميعِ الْجَهات . تساوى حقوق من جميع الجهات ، پايمال كردن چند تا حكم ضرورى اسلام است ، نفى كردن چند تا حكم صريح قرآن است . بعدش باز ديدند كه مصادف شد با يك ناراحتيها و يك حرفها و يك چيزهايى ؛ حاشا كردند ؛ وزيرشان يك جا حاشا كرد ، اميرشان يك جا حاشا كرد در روزنامه‌ها به صراحتِ لهجه نوشتند كه بردن بانوان به سربازى ، تصويبش در دست

--> ( 1 ) - سوگند .