السيد الخميني
161
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
كه آن قيام عمومى را به همراه داشته باشد . مسأله اين بود كه علما و روحانيون ديدند كه دستگاه جبار مىخواهد با كيْد شيطانى اسلام را قلب كند و اوضاع را به عقب برگرداند . آيا در چنين شرايطى كه آنها قوانين مقدس اسلامى را بازيچهء دست خود قرار دادهاند ما ساكت بنشينيم و اعتراض نكنيم و نگوييم كه چرا وعاظ و خطباى اسلام را تحت فشار قرار مىدهند ؟ چرا صداى مبلغين اسلام را خفه مىكنند ؟ چرا چاپخانهها را تحت سانسور قرار مىدهند و از چاپ و نشر نوشتههاى اسلامى جلوگيرى مىكنند ؟ چرا آزادى مطبوعات را سلب مىكنند ؟ اينها به نام امام صادق - سلام اللَّه عليه - مىخواهند با مكتب آن حضرت مقابله كنند . به نام امام صادق مىخواهند احكام مقدس قرآن را از بين ببرند و تعاليم درخشان آن را ريشه كن كنند . آنها در كنار شعار احترام به مقام حضرت صادق ، از تساوى حقوق زن و مرد دم مىزنند . تساوى حقوق زن و مرد يعنى قرآن را زير پا گذاردن ؛ يعنى مذهب جعفرى را كنار زدن ؛ يعنى قرآن را مهجور كردن و به جاى آن كتابهاى ضاله قرار دادن ، يعنى دخترها را به سربازخانهها كشانيدن و ساير كارهايى كه نواميس اسلام و مسلمين را به خطر تهديد مىكند . اين تساوى حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بيست ميليون نفوس ايرانى مردود ، و محكوم است . مع ذلك با زور و سرنيزه ، با فشار و با آتش گلوله مىخواهند آن را بر ملت ما تحميل كنند . اگر اين فشارها از ناحيهء انگليس يا امريكاست به ما بگويند تا ما خودمان با آنها برخورد كنيم . اگر الزامات بين المللى است باز هم به ما بگويند تا فكر ديگرى بكنيم . اين دولتهاى غير قانونى از جان ما چه مىخواهند ؟ اين نخست وزير خبيث بيسواد « 1 » از جان اين مردم چه مىخواهد ؟ چرا نمىرود به دنبال كارش تا يك نفر فهميده و با سواد كه غمخوار اين ملت باشد بر سر كار آيد ؟ آيا ما ساكت باشيم و حرفى نزنيم در حالى كه آنها به مدرسهء فيضيه مىريزند ، در و
--> ( 1 ) - اسد اللَّه عَلم .