السيد الخميني
715
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
در ابطال جبر است و اما بطلان مذهب جبرى نيز معلوم شود پس از اشاره به مذهب آنها . و آن آن است كه گويند : هيچيك از وسايط وجوديه در ايجاد موجودات مدخليت ندارد و انسان توهم مدخليت مىكند . مثلًا قوّهء ناريه در حرارت به هيچ وجه مؤثر نيست ، و عادةاللَّه جارى شده پشت سر ايجاد صورت ناريه حرارت ايجاد كند ، بدون اينكه اصلًا صورت ناريه در او مدخليت داشته باشد ؛ كه اگر عادةاللَّه جارى شده بود كه برودت را دنبالهء صورت ناريه ايجاد فرمايد ، فرقى با الآن كه به اين ترتيب جارى شده نداشت . و بالجمله ، حق بىتوسيط وسايط ، خود به ذات مقدس خود مباشر جميع افعال مكلفين و آثار موجودات است « 1 » . و به خيال خودشان اين مذهب را براى تنزيه و تقديس حق اختيار نمودند تا يداللَّه را مغلوله ندانند : غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا « 2 » با اين تنزيه و تقديس ! كه در سنّت برهان و مذهب عرفان مستلزم نقص و تشبيه است ، و آن مستلزم تعطيل است . چنانچه اشاره به آن در فصل سابق نموديم كه حق تعالى كمال مطلق و وجود صرف است و در ذات و صفات او تحديد و نقص تصور ندارد ، و آنچه متعلق ايجاد و جعل الهى است موجود مطلق و فيض مقدس اطلاقى است ، و ممكن نيست كه وجود محدود ناقص از آن ذات مقدس صادر شود ؛ هيچ نقصى از نقص در ايجاد نيست ، بلكه تمام تحديدها و نقصها از نقص در مستفيض و معلول [ است ] ؛ و اين منافات با فاعليت بالاراده ندارد ؛ چنانچه متكلمين تصور كردند . و اين در محل خود ثابت است . پس ، آنچه از وجود و معلول ممكن است مرتبط به ذات مقدس حق تعالى بلاواسطه باشد موجود مطلق و صريح وجود است . و آن يا فيض مقدس است ، بنا بر مسلك عرفا ؛ يا عقل مجرد و نور شريف اوّل است ، بنا بر مذهب حكما . و به بيان ديگر ، شك نيست كه موجودات در قبول وجودْ مختلف مىباشند : بعضى
--> ( 1 ) - ر . ك : شرح المقاصد ، ج 2 ، ص 136 ؛ شرح المواقف ، ج 1 ، ص 242 . ( 2 ) - المائدة ( 5 ) : 64 .